تبليغاتX
دانشجویان کوار
دانشجویان کارشناسی مدیریت امداددرسوانح دانشگاه جامع علمی کاربردی شهرکوار - زیرنظرعلوم پزشکی شیراز
 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

مقدمه:

نفاق، صف بندي دروني و بسيار خطرناك در جامعه ديني است كه از داخل، جبهه جديدي را عليه دين، رهبري وحكومت ديني بازگشايي مي نمايد. ضربات جريان نفاق بر پيكره‌ي اسلام و مؤمنان، همواره بيش از كفار و مشركين بوده است، بگونه اي كه اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) به نقل از پيامبر عظيم الشان اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) خطاب به محمد ابن ابي بكر مي فرمايند: "تحقيقاً براي امتم از مؤمن ومشرك هراس و نگراني ندارم، چرا كه مؤمن به واسطه ايمانش تحت محافظت خداست و مشرك را نيز به سبب شركش، خداوند نابود مي‌كند. ليكن من براي شما از هر منافق پنهان و نقابدار كه عالمانه سخن مي گويد، نگرانم. چراكه مي‌گويد آنچه را خوب مي‌دانيد و عمل مي‌كند آنچه را بد و منكر مي‌دانيد ". (1)
جريان نفاق و منافقين تنها منحصر به صدر اسلام نيست، بلكه در همه‌ي زمان ها وجود دارد. رهبر معظم انقلاب در بحث روشنگرانه‌اي پيرامون جريان نفاق مي فرمايند: "نفاق و انسان هاي منافق كه در قرآن از آنان به نام "في قلبوهم مرض " ياد مي‌شود، فقط در صدر اسلام نبودند، در همه‌ي زمان ها هستند، ‌از جمله زمان ما و با هدايت قرآن و نور قرآن بايد آنها را شناخت ". (2)
در اين نوشتار با بررسي تاريخ صدر اسلام و مقايسه تحليلي تطبيقي آن با شكل گيري و استمرار انقلاب اسلامي و همچنين استناد به سنت هاي تغيير ناپذير الهي حاكم بر تاريخ، تلاش گرديده دسته بندي هاي پديده شوم نفاق، بويژه نفاق جديد و همچنين چگونگي شناخت و مقابله با آن در راستاي تبيين سخنان مقام معظم رهبري در اين باره مورد مطالعه قرار گيرد. ضمن آنكه اين بحث به عنوان كليدي است براي بررسي و تحليل فتنه مخملين اخير.



معنا و مفهوم نفاق:
شهيد مطهري در بحثي پيرامون نفاق مي فرمايند: "منافق كسي است كه فكر و انديشه اش يك جور مي‌گويد و زبانش جور ديگر، درست بر ضد آن، احساسات و عواطفش در يك جهت است، ولي تظاهرات ظاهريش در جهت ديگر ".
ايشان درباره معني نفاق بيان مي‌دارند: "لعنت نفاق از واژه "نفق " است، نفق يعني راه. البته راه هاي مخفي و پنهاني. در لغت هم وقتي كه ما راجع به منافق نگاه مي‌كنيم كه منافق را چرا منافق مي گويند؟ مي بينيم كه گفته اند براي اينكه منافق دو راه و دو درب براي خودش قرار مي دهد، يك درب ورودي كه به واسطه آن درب، وارد مي شود به اسلام، و يك درب خروجي كه بايد فرض كنيم پنهاني است. از يك درب وارد مي شود و از درب ديگر خارج مي شود ". (3)
همچنين رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص معنا و مفهوم نفاق مي فرمايند: "راجع به مفهوم نفاق در قرآن به روشني صحبت شده و عبارت است از اينكه يك نفر يا جماعتي، يك فكري و يا جهت گيري را داشته باشد و خلاف آن را به مؤمنين ابراز كند، در راه خدا نباشد و وانمود كند در راه خداست، مؤمن نباشد و وانمود كند مؤمن است، دروغ بگويد، اين معناي نفاق است. نفاق: پنهان كردن يك ضلالت، تاريكي و نشان دادن چيزي بر خلاف كه در آنها نيست ".

دسته بندي منافقين:
به طور كلي تاريخ اسلام دو دوره "تنزيل " و "تأويل " را شامل مي گردد كه جريان نفاق در هر دو برهه، به عنوان يك صف بندي دروني، در جامعه ديني فعال بوده و مي‌باشد.
دوران تنزيل، دوره‌ي نزول قرآن و زمان مبارزه با دشمناني است كه مي‌خواهند از پيدايش دين ممانعت بعمل آورند. در اين دوره جامعه ديني با دو دسته از منافقين مواجه گرديد: يك دسته "منافقين پنهان " و دسته‌ي ديگر "منافقين محارب ".
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در دسته‌بندي منافقين، آنان را به سه دسته كلي تقسيم مي نمايند و در توضيحاتي پيرامون "دسته اول منافقين " مي فرمايند: "دسته‌ي اول منافقين، ابتداي ورود پيامبر (صلي الله عليه و آله) به مدينه هستند. كساني بودند كه يا اسلام نياوردند و يا بعضي ايماني از روي احساسات به اسلام آوردند. ولي اعتقاد به اسلام و پيامبر (صلي الله عليه و آله) در دل آنان عمقي نداشت و با يك تكان، ايمان ضايع شد. اينها كساني بودند كه در قرآن از آنان با "في قلوبهم مرض. . . " در اول سوره بقره صحبت مي شود. اول كار، همه نوعي ايمان آوردند (مگر تعدادي). لكن همه ايمان قوي نداشتند. توده‌ي مردم، انسان هايي سالم و بي غل و غش، ايمان مثل نوري در دلشان افتاد و رشد كرد، مستحكم شد. ولي در قلوب مريض، افراد خودخواه، لاابالي و انسان‌هايي كه به فكر هيچ چيز نبودند، بذر ايمان در دل اينها پا نگرفت، ايمان آنها ضعيف بود، ‌عمق پيدا نكرد، ارتباط عميق با يهود هم نگذاشت ايمان آنها مستحكم شود. در باطن ايمان را از دست دادند و يا از اول نداشتند، ولي جرأت نمي‌كردند اظهار كنند. فضاي مدينه، ايمان پر نور جوانان، آيات قرآن، وحي، مسائل پر هيجان، فضاي مدينه را قبضه كرده بود. كسي جرأت اظهار بي ايماني نداشت ". (5)
اين دسته از منافقين در مدينه در واقع نقش ستون پنجم را براي يهود، كفار و قريش ايفا مي‌كردند. آنان با ارتباط عميق با يهود، ضمن احداث مسجد ضرار (آسيب زننده)، از طريق يك توطئه مشترك با سر كردگان يهود از جمله "ابو عامر " سعي داشتند انسجام مسلمانان را از درون متلاشي نمايند كه خداوند از طريق وحي، پيامبر (صلي الله عليه و آله) را از اين توطئه آگاه كرد. پيامبر نيز دستور دادند كه مسجد ضرار را تخريب و حتي ويرانه‌ي آن را نيز به آتش بكشانند.
سركرده‌ي منافقينِ دسته‌ي اول در مدينه، فردي به نام "عبدالله ابن اُبَي " بود كه با جماعتي معلوم الحال، به دفعات سعي نمود به حكومت نوپاي ديني ضربه بزند. يكي از اين دفعات در ماجراي جنگ احد رخ داد و او نيروهاي خود را كه تقريباً يك سوم جمعيت سپاه اسلام بود، به بهانه اي واهي در شوط (ميان مدينه و احد) به مدينه باز گرداند. اين انشعاب ضرباتي را به مسلمانان وارد نمود.
در ماجراي غزوه بني المصطلق نيز عبدالله ابن اُبَي و منافقينِ همراه او در حال طراحي توطئه‌ي بيرون نمودن پيامبر (صلي الله عليه و آله) از مدينه بودند كه نوجواني از انصار به نام "زيد ابن ارقم " سخنان آنان را شنيد و به اطلاع حضرت رساند. پيامبر (صلي الله عليه و آله) "عبدالله ابن اُبَي " را احضار و توطئه منافقانه‌ي او را به وي گوشزد نمودند. او "زيد ابن ارقم " را به دروغ گويي متهم كرد و با قسم هاي غلاظ و شداد، منكر طرح هاي توطئه آميز خود شد. خداوند سوره "منافقون " را در رابطه با اين دسته از منافقين نازل فرمود.
"منافقين محارب "، دسته‌ي ديگري از جريان نفاق در دوران تنزل مي باشند كه عليه پيامبر (صلي الله عليه و آله) و حكومت ديني اعلام جنگ مسلحانه نمودند. رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيان دسته بندي جريان نفاق، منافقين حربي را منافقين دسته سوم مي نامند و در خصوص آنان مي فرمايند: "دسته سوم، ‌منافقيني هستند كه در مدينه ايمان آوردند، دچار لغزش هاي مؤمنانه شدند، خود را حفظ نكردند، رفتند و در يمامه با پيامبر (صلي الله عليه و آله) اعلام جنگ كردند و شدند منافقين محارب ". (6)

منافقين دوران تأويل:
دوران تأويل دوره‌ي اجراي دستورات و احكام دين و مبارزه با كساني است كه قصد تحريف دين و به انحراف كشانيدن جامعه ديني را دارند. در اين دوره صف بندي و رويارويي بر سر تأويل قرآن آغاز مي گردد. در اين راستا و هنگاميكه آيه‌ي شريفه 9 سوره‌ي حجرات نازل شد (و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما فان بغت احدهما علي الاخري فقاتلوا التي تبغي حتي تفيءَ الي امر الله: و اگر دو طايفه از اهل ايمان با هم به قتال و دشمني برخيزند، ‌البته شما مؤمنان بين آنها صلح برقرار داريد و اگر يك قوم بر درگيري ظلم كرد، با آن طايفه ظالم قتال كنيد تا به فرمان خدا باز آيد (7))، پيامبر عظيم الشان اسلام (صلي الله عليه و آله) با نگاهي به آينده و پيش بيني برگرفته از قرآن، از تغيير الگوي نبرد و صف بندي جديدي درجامعه ديني خبر دادند. حضرت در اين هشدار فرمودند: "كسي در ميان شما هست كه براي تأويل قرآن نبرد خواهد كرد، همانگونه كه من براي تنزيل آن نبرد كردم ". برخي از مسلمانان پرسيدند: "آيا ما هستيم؟ ". حضرت جواب منفي دادند و از امام علي (عليه السلام) به عنوان قهرمان مبارزه در عصر تأويل ياد كردند. (8)
حضرت امير (عليه السلام) درباره جريان نفاق جديد يا به عبارت ديگر نفاق دوران تأويل فرمودند: "آنان به وحدانيت خدا شهادت مي دهند. همين باعث مي شود تا كشتن آنان بر مردم گران آيد و به ولي خدا طعنه زده و بر او خشم گيرند ". (9)
همچنين حديث ديگري از پيامبر (صلي الله عليه و آله) نشان مي دهد كه دوره تأويل، دوراني طولاني خواهد بود كه پس از رحلت آن حضرت آغاز مي شود و تا ظهور ادامه مي يابد. رسول مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين باره مي فرمايند: "مهدي (عج الله تعالي فرجه الشريف) براي تأويل قرآن پيكار مي كند، همانگونه كه من براي تنزل آن پيكار كردم ". (10)
رهبر معظم انقلاب اسلامي از منافقين دوران تأويل با عنوان " نفاق جديد " ياد مي كنند و در دسته بندي هاي نفاق، آنان را جزء دسته دوم منافقين بر مي شمارند. ايشان در خصوص "نفاق جديد " مي فرمايند: "دسته دوم كساني كه جزء مؤمنين بودند، اول كار هم هيچ نشانه اي از نفاق در اينها نبود. ولي به مرور، دچار عوارضي شدند، اين عوارض، كار دستشان داد و آنها را از پاي در آورد. دسته دوم كساني بودند كه دشمني نداشتند با اسلام و پيامبر (صلي الله عليه و آله) و حركت اسلامي، دوست هم بودند ... كار اينها خلف وعده اي بود كه با خدا كردند. دروغي كه با عملشان به خود گفتند. خلاف كاري، گناه، عدم اعتنا به تربيت خود، گاهي كار را به جايي مي‌رساند كه جزاي كار آنها بدترين مي شود. بدترين چيست؟ تكذيب آيات خدا، عدم دقت و مواظبت از خود، ‌از حرف خود، از رفتار خود، از فكر خود و ازخود مراقبت معنوي نكردن، كارش به نفاق مي رسد ". (11)
بنابراين در دوران تأويل، طبقه‌ي جديدي از نفاق در جامعه ظاهر مي گردد كه با شكل نفاق در دوران تنزيل متفاوت است و از آن به عنوان "نفاق جديد " ياد مي شود. مهمترين وجه تمايز نفاق دوران تنزيل با نفاق دوره تأويل، موضوع "وجاهت " است كه منافقين جديد از آن برخوردارند.

چرايي پديد آمدن نفاق جديد:
"نفاق جديد " و يا به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي، منافقين دسته دوم، معاندين دوران تأويل مي باشند كه جبهه اي درون ديني را عليه جامعه و نظام ديني بازگشايي مي نمايند. قرآن علت شكل‌گيري اين پديده شوم و بسيار خطرناك را عدم استقامت و پايداري مي داند. خداوند در قرآن مؤمنان را يك دست ندانسته و بدون توجه به ظواهر، آنان را در دو گروه طبقه بندي كرده است: "مؤمنين راستين " و "مؤمنين دروغين ". آنگاه تفاوت ميان مؤمنين راستين و دروغين را در عنصر "پايداري ايمان " دانسته و از كساني كه در ايمان خود راست قامت نبوده و تغيير ماهيت داده اند به عنوان اهل نفاق ياد كرده است.
"من المؤمنين رجال صدوقوا ما عاهدو الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلاً ليجزي الله الصادقين بصدقهم و يعذب المنافقين ان شاء او يتوب عليهم ان الله كان غفورا، رحيماً : برخي از آن مؤمنان، بزرگ مرداني هستند كه به عهد و پيماني كه با خدا بستند كاملاً وفا كردند. پس برخي بر آن عهد ايستادگي كردند (تا در راه خدا شهيد شدند) و برخي مقاومت كرده و هيچ عهد خود را تغيير ندادند. تا آنكه خدا آن مردان راستگوي با وفا از صدق و ايمانشان، پاداش نيكو بخشد و منافقان را به عدل عذاب كند. اگر بخواهد يا به لطف، توبه شان بپذيرد كه خدا بر خلق بسيار آمرزنده و مهربان است ". (12)
بنابراين قرآن كساني كه بر پيمان خود با خدايشان باقي مانده باشند را مؤمنين راستين دانسته و اينان را بر دو دسته تقيسم مي كند: "شهيدان سرافراز " و "بازماندگان پايدار و تغيير ناپذير ". از سوي ديگر كساني كه از صداقت در پيمان بي بهره باشند، در گروه منافقان جاي داده و از ايمان حقيقي بي بهره مي داند. از اين رو مؤمن حقيقي كسي است كه ثابت قدم بماند و در دوران تأويل نيز ايمان خويش را از دست ندهد.
در اين ارتباط امام علي (عليه السلام) كه به واقع قهرمان مبارزه با منافقين جديد دوران پر فتنه تأويل است، در اين باره مي فرمايند: "به خدا سوگند من هم كسي هستم كه در انتظار (شهادت) به سر مي برم و من هرگز در روش خود تغيير نداده و برسر پيمانم ايستاده ام ". (13)

نحله هاي جريان نفاق در دوران تأويل:
نفاق جديد در دوران تأويل داراي نحله هاي متعددي است كه در هدف داراي وحدت مي باشند. پيامبر عظيم الشان اسلام (صلي الله عليه و آله) پس از اتمام جنگ احد، به امام علي (عليه السلام) فرمودند: "واقعاً تو ما را ياري كردي و همراه من با شمشير خود مبارزه كردي و با جانت از من دفاع نمودي، چه خواهي كرد هنگامي كه پس از من با ناكثين و قاسطين و مارقين رو در رو شوي ". امام علي (عليه السلام) كه از اين سخنان در شگفت شده بوند از حضرت پرسيدند: "آيا واقعاً چنين اتفاقي خواهد افتاد "؟ رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به ايشان فرمودند: "به خدا سوگند آري "(14)
در اين حديث شريف به وضوح پرده از نحله هاي نفاق جديد كنار مي رود و ماهيت جريان هاي سه گانه منافقين در دوران تأويل آشكار مي گردد.

ناكثين؛ نحله اي از نفاق جديد:
"ناكثين " محصول پيوند چهار عنصر "وجاهت "، "ثروت "، "سياست " و "قدرت " هستند. امام علي (عليه السلام) در خصوص اين نحله نفاق مي فرمايند: "به چهار نفر گرفتار شدم كه هيچ كس به مانند آنان دچار نشده است. گرفتار شدم به شجاع ترين مردم "زبير "، زيرك ترين مردم "طلحه "، مطاع ترين مردم "عاشيه " و ثروتمندترين مردم "يعلي ابن مينه ". (15)
در حقيقت جريان ناكثين با قدرت "زبير "، ثروت "يعلي ابن مينه "، نفوذ و وجاهت "عايشه " و طراحي "طلحه " بوجود آمد. "زبير " يكي از رزمندگان دلير اسلام بود كه لقب "سيف الاسلام " را بر او نهاده بودند. شمشير او گره هاي زيادي را گشوده بود. وي از جمله چهار نفري بود كه براي بيعت با حضرت امير (عليه السلام) ثابت قدم ماند. نقل شده است كه هنگاميكه حضرت از دفن پيامبر (صلي الله عليه و آله) فراغت يافت، حضرت زهرا (سلام الله عليها) را بر مركب سوار كرد و به درب خانه مهاجرين و انصار رفت و از بيعت پيغمبر (صلي الله عليه و آله) و واقعه غدير خم و ساير احاديث سخن گفت و از آنها در خواست حمايت كرد. در اين ميان چهل و چهار نفر از صحابه تعهد كردند در سلب حق او خودداري نكنند. حضرت (عليه السلام) دستور داد كه سرهاي خود را بتراشند تا از ديگران ممتاز شوند و درب خانه امام حاضر شوند و براي احقاق حق او قيام نمايند. فردا صبح تنها چهار نفر حاضر شدند: "سلمان "، "مقداد "، "ابوذر " و "زبير ابن عوام ". (16)
"طلحه " نيز درنوع خود يكي از عناصر سياسي و هوشمند محسوب مي شد. "عايشه ام المؤمنين " از چهره‌هاي با نفوذ در ميان مسلمانان به شمار مي رفت و حرف و سخن او خريدار داشت. "يعلي ابن منيه " هم كه از طرف عثمان فرماندار يمن بود، با غارت بيت المال به ثروت فراواني دست يافت. به صورتي كه در تاريخ نقل شده يكي از كاروان هاي او چهار صد شتر بار زر همراه داشته است. "يعلي ابن منيه " براي فتنه آفريني ناكثين شصت هزار دنيار از بيت المال هزينه كرد. (17)

قاسطين:
يكي از نحله هاي جريان نفاق در دوران تأويل "قاسطين " مي باشند. "حسادت و كينه ورزي "، "قدرت طلبي و دنيا طلبي "، "تزوير و نيرنگ " و "باورهاي التقاطي و سست " عناصر تشكيل دهنده اين جريان بود.
آزادشدگان پيامبر (صلي الله عليه و آله) همواره پس از رحلت آن حضرت مترصد بودند تا قدرت را از آن خود نمايند و يك حكومت موروثي ايجاد كنند. "عبدالفتاح عبدالمقصود " در اين باره مي نويسد: "پس از آنكه عثمان به كار خلافت گماشته شد، ابوسفيان در جمع خانواده خويش گفت: بني اميه آن را (خلافت را) همچون گوي بربايند. سوگند به كسي كه ابوسفيان بدان قسم مي خورد، پيوسته اين ا ميدواري را دارم كه (حكومت) براي كودكان شما به صورت وراثت در آيد ". (18)
معاويه با در اختيار گرفتن حكومت در شام، اسلام نبوي را به اسلام قيصر و كسري مبدل ساخت و با دستگاه تبليغاتي خود آنچنان فضاي مسمومي را در سرزمين شام ايجاد نمود كه مردم تصور مي‌كردند كه امام علي (عليه السلام) فرمان قتل عثمان را صادر كرده است.
پس از كشته شدن عثمان، معاويه با طلحه، زبير و عاشيه در مكه ميعاد گذاشت و با يكديگر عليه حكومت حضرت امير (عليه السلام) هم پيمان گرديدند. وي با به نمايش گذاردن پيراهن خونين عثمان در مسجد اموي، به بهانه‌ي خونخواهي عثمان، با تزوير و نيزنگ، سپاهي را براي جنگ با امام علي‌(عليه السلام)آماده نمود.
قاسطين در شام اجتماعي از حاسدين وكينه ورزان نسبت به امام علي (عليه السلام) را بوجود آورده بودند. يكي از اين افراد "وليد ابن عقبه " بود كه خصومت ديرينه اي با امام (عليه السلام) داشت. نقل است كه در زمان پيامبر (صلي الله عليه و آله) وليد كه مرد فاسقي بود به حضرت امير (عليه السلام)گفت: "نيزه من از تو تيزتر و فصاحت من از تو بيشتر و بازوي من از تو قويتر است ". امام علي (عليه السلام)در پاسخ به وليد ابن عقبه فرمودند: "خاموش باش فاسق ". وليد در غضب شد به پيامبر (صلي الله عليه و آله) شكايت كرد. آنگاه آيه "افمن كان مؤمناً كمن كان فاسقاً لايستون " را نازل شد. (19)
در زمان خلافت عثمان، "وليد ابن عقبه " والي كوفه گرديد. وي اكثر اوقات، مست و لايعقل بود. در تاريخ آمده است: "يكروز صبح، در حال مستي به مأمومين گفت اگر بخواهيد به جاي دو ركعت، چهار ركعت نماز براي شما بخوانم. مردم موضوع بدمستي وي را به خليفه گزارش دادند و حتي گروهي به مدينه آمدند و شهادت دادند به شرب خمير وليد. او هم با حضرت علي‌(عليه السلام)مشورت كرد و امام فرمود اگر ثابت باشد بايد او را حد زد. وليد با اين كينه ديرينه نسبت به امام، از جمله كساني بود كه معاويه را به جنگ عليه اميرالمؤمنين (عليه السلام) تحريك كرد. (20)

مارقين:
در ادبيات عرب، "مارق " به تيري گفته مي شود كه از كمان رها گرديده است. از اين رو مارقين، خروج كردگان از دين و ولايت الهي مي باشند. شكل گيري اين جريان نفاق، ريشه در عواملي همچون "عدم بصيرت در تشخيص حق و باطل "، "عصبيت "، "خرافه گرايي " و "عدم تبعيت از ولايت " دارد.
مارقين جريان نفاق اسلام منهاي ولايت بود كه با شعار "حسبنا كتاب الله " خروج نمودند. اين نحله از جريان نفاق، حضرت علي (عليه السلام) و معاويه را به يك چشم مي نگريستند. خوارج معتقد بودند معاويه مردي متجاهر به فسق، مكار و نالايق است و حضرت امير(عليه السلام) هم به دليل راضي شدن به حكميت، مرتد گشته و تا توبه نكند به اطاعت او نبايد سر نهاد.
سركرده‌‌ي خوارج فردي به نام "عبدالله " بود كه نژادي يهودي داشت. در اثر القائات و شبهه افكني اين جريان نفاق، دوازده هزار نفر به آنان پيوستند. هنگاميكه امام (عليه السلام) با سپاه خود قصد داشت به جنگ معاويه برود، ناچار گرديد ابتدا فتنه خوارج را دفع كند. حضرت قبل از آغاز جنگ، به اتمام حجت با آنان پرداخت. به طوري كه قريب هشت هزار نفر از جماعت آنان جدا شدند و تنها چهار هزار نفر باقي ماندند كه شعار "لا حكم الا الله و لو كره المشركون " را سر مي دادند. از اين تعداد نيز تنها نه نفر زنده ماندند.
عقيده باطل اين نحله از جريان نفاق در جامعه ديني باقي ماند و فرقه هاي مختلفي از آنها پديد آمد.
رهاورد جريان نفاق براي جامعه ديني:
1- بحران حقانيت و مشروعيت
ايجاد بحران حقانيت و مشروعيت، مهلك ترين رهاورد جريان نفاق براي جامعه ديني است. افرادي كه تا پيش از اين در صفوف مؤمنين و از هم پيمانان آنان بوده و مورد توجه و اعتماد مردم قرار گرفته‌اند، آنگاه كه به دليل عدم استقامت و پايداري ديني تغيير ماهيت داده و تجديد نظر طلب مي شوند، جامعه را دچار حيرت و سردرگمي مي نمايند. در اين شرايط طبيعي است كه تشخيص حق از باطل براي بخشي از جامعه ديني دشوار گرديده و بحران حقاينت به وجود مي آيد و "مشروعيت جريان حق " در افكار عمومي زير سئوال مي رود.
امام علي (عليه السلام) در اين باره مي فرمايند: "اگر مردم مي دانستند كه او منافق است، دروغگوست، از او نمي پذيرفتند و گفتار دروغين او را تصديق نمي‌كردند. اما با نا آگاهي مي گويند او از اصحاب پيامبر (صلي الله عليه و آله) است، رسول خدا را ديده و از او حديث شنيده و از او گرفته است. پس حديث دروغين او را قبول مي كنند ".(21)
عنصر وجاهت در ايجاد بحران حقانيت و مشروعيت بسيار موثر مي باشد. همچنانكه در صدر اسلام و در فتنه ناكثين به آن اشاره شد و در فتنه مخملين نيز شاهد بوديم كه افرادي با سوء استفاده از عنصر وجاهت و القائات دروغين، بخشي از جامعه را دچار بحران حقانيت و مشروعيت نمودند.
بحران حقانيت و مشروعيت آنچنان براي جامعه اسلامي زيان آور است كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) براي جلوگيري از اين بحران، در مقاطع مختلف بر ولايت اميرالمؤمنين(عليه السلام) و ائمه معصومين (عليه السلام) تأكيد ورزيدند. احاديث منزلت، ثقلين، سفينه و كساء و مصاديقي از اين دست، تأكيد در سيره نبوي براي جلوگيري از بحران مذكور مي باشند.
نكته قابل توجه اينكه امام عظيم الشان راحل نيز گويا خطر بحران حقانيت را براي نظام وجامعه ديني پيش بيني مي نمودند و با تأسي از سيره‌ي پيامبر (صلي الله عليه و آله) با تأكيد بر محوريت ولايت فقيه، بارها به صورت مصداقي در خصوص رهبر معظم انقلاب اسلامي مطالبي را اظهار داشتند. آن گوهر يكدانه حتي مدتي پس از تنظيم وصيت نامه سياسي و الهي خود، سطوري را بر آن اضافه نمودند. از جمله آنكه "ملاك حال فعلي افراد است " (22). اضافه نمودن سطور مذكور با اين هدف انجام شد كه هيچ كس نتواند بعدها از عنصر وجاهت، قرابت، و ملازمت با حضرت امام (ره) سوء استفاده نموده و در جامعه بحران حقانيت و مشروعيت ايجاد كنند.

2- ايجاد بي تفاوتي در جامعه:
يكي از پيامدهاي جريان شوم نفاق در جامعه ديني، ظهور طبقه جديدي از قاعدين و بي تفاوت‌ها مي باشد. بحران حقانيت و مشروعيت، جامعه را به تفرقه و بيراهه كشانيده و گروه ديگري را نيز به كناره گيري و بي‌تفاوتي سوق مي دهد.
در خصوص اين رهاورد جريان نفاق، حضرت امير (عليه السلام) مي فرمايند: "منافق گمراه كننده، خطا كار ومشوق خطاكاري است ". (23)
ظهور جريان قاعدين و بي تفاوت‌ها در واقع نوعي ريزش در جامعه ديني و تداوم بحران حقانيت و مشروعيت است. "ابوموسي اشعري " يكي از مصاديق تاريخي و بارز جريان قاعدين مي باشد. او كه تحت تأثير القائات عايشه و وجاهت وي قرار گرفته بود، هنگامي كه امام حسن (عليه السلام) به همراه "عمار " به كوفه آمدند تا براي مقابله با فتنه ناكثين مردم را بسيج نمايند، با سوء استفاده از صحابي بودن و عنصر وجاهت خطاب به مردم گفت: "صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از غير صحابه به رسول او نزديكترند. شما بر گردن من حقي داريد كه بايد آن را ادا كنم. اين فتنه، يك فتنه كور است و لذا در اين فتنه انسان خواب بهتر از بيدار و نشسته بهتر از ايستاده و ايستاده بهتر از رونده و رونده بهتر از تلاش كننده و تلاش كننده بهتر از سواره است. پس شمشيرهاي خود را غلاف كنيد تا فتنه روشن گردد ". (24)
در آن زمان "سعد ابن مالك " و "عبدالله ابن عمر " نيز از جمله كساني بودند كه بي تفاوتي و كناره گيري را بر مقابله با جريان نفاق ترجيح دادند. "حارث ابن حوط " نيز كه اسير بحران حقانيت شده بود، از امام علي (عليه السلام) در خواست كرد كه مانند "سعيد ابن مالك " و "عبدالله ابن عمر "، قعود را بر قيام ترجيح دهد.
حضرت پاسخي به او دادند كه مشخص مي كند كه قاعدين و بي تفاوتي‌ها نمي توانند الگوي خوبي در دوران تأويل براي مقابله با نفاق باشند و مؤمنان حقيقي و راستين نبايد فريب سخنان ظاهرالصلاح تجديد نظر طلبان را خورده و در دام فتنه‌هاي نفاق بيفتند.
حضرت امير(عليه السلام) در پاسخ "حارث ابن حوط " مي فرمايند: "عبدالله و سعيد حق را تنها گذاشتند و باطل را ياري نكردند. اينان چگونه مي توانند امام و پيشواي خير باشند تا پيروز شوند ". (25)



3- ظهور اصلاح طلبان دروغين:
رهاورد نفاق براي جامعه ديني، تخريب و افساد است نه اصلاح. برهمين اساس قرآن كريم يكي از ويژگي‌هاي منافقان را ادعاي دروغين اصلاح طلبي آنان مي داند. از اين رو يقيناً جامعه اي كه دچار پديده شوم نفاق گردد، شاهد ظهور اصلاح طلبان دروغين خواهد بود. در اين هنگام صف بندي سياسي جديدي درجامعه شكل خواهد گرفت.
قرآن مي فرمايد: "و اذا قيل لهم لاتفسدوا في الارض قالو انما نحن مصلحون " و سپس در آيه بعدي تأكيد نموده، و مي فرمايد: "الا انهم هم المفسدون ": هنگامي كه به آنان گفته مي شود روي زمين فساد نكنيد، مي‌گويند، ما اصلاح طلبيم، بدانيد كه اين‌ها همان فساد آفرينان هستند. (26)
در تاريخ آمده است كه جريان نفاق جديد (نحله ناكثين)، داعيه اصلاح داشته اند. هنگامي كه به حضرت علي (عليه السلام) خبر دادند كه سردمداران ناكثين با داعيه اصلاح طلبي به سوي بصره در حركت هستند، حضرت در جمع مردم خطبه خواندند و فرمودند: "اينان (ناكثين) مردم را به سوي اصلاح فرا مي خوانند ". آنگاه امام از مردم خواستند تا به مقابله با اين جريان فساد برخاسته و فساد آفريني آنها را به اصلاح واقعي تبديل كنند و مي فرمايند: "لعل الله يصلح بكم، افسد اهل الافاق ".(27) عليرغم ادعاي دروغين اصلاح طلبي جريان نفاق، بايد اذعان نمود كه مؤمنان راستين اطلاح طلبان واقعي هستند و جريان تجديد نظر يا نفاق دوران تأويل، تنها گروهي واپس گرا مي باشند كه در دوره تأويل دچار بيماري‌هاي نفاق و ارتجاع شده‌اند.

4- ايجاد جنجال و تشنج در جامعه:
"غوغاسالاري " رهاورد ديگر جريان شوم نفاق براي جامعه ديني است. از آنجا كه منافقين فضاي صميميت و دوستي را در جامعه ديني به عداوت و دشمني تبديل مي نمايند و مرزبندي خودي و غيرخودي را بر هم مي‌زنند، التهاب، هياهو و تشنج، فضاي جامعه را فرا مي گيرد. در چنين شرايطي هيجان گرايي و احساس گرايي بر جامعه حاكم مي شود و امكان انديشيدن و تصميم گيري براي گروهي از افراد جامعه از بين مي رود و فضاي سياسي واجتماع آنچنان آلوده و غبار گرفته مي شود كه چشم‌ها از ديدن حق و حقيقت باز مي ماند و بصيرت‌ها مخدوش مي شود.
جريان نفاق با هراس دائمي از روشن شدن حقايق و ماهيت پنهانشان، همواره دست به غوغاسالاري مي زند تا خود را استتار و اختفاء نمايد. منافقين براي ايجاد هياهو، جنجال و تشنج از سخنراني‌هاي آتشين و بيانيه‌هاي داغ و تحريك آميز استفاده كرده و سعي مي نمايند هيجانات زودگذر در جامعه ايجاد كنند.
حضرت علي (عليه السلام) درباره شيوه جنجال آفريني و تشنج زايي ناكثين در فتنه جمل مي فرمايند: "وقد ارعدوا و ابرقوا : اينان رعد و برق برپا كردند ". (28)
ايجاد هياهو و غوغاسالاري بر سر قتل عثمان از سوي ناكثين و قاسطين و تحريك احساسات مردم از طريق سخنراني‌هاي آتشين و به نمايش گذاردن پيراهن خونين وي و سپس داعيه خونخواهي عثمان، از شيوه‌هاي جريان نفاق بود كه رهاورد آن منجر به ايجاد تشنج و جنجال در جامعه اسلامي گرديد.

5- تحريف باورهاي ديني و تضعيف ولايت و رهبري
پنجمين رهاورد جريان نفاق براي جامعه اسلامي، بدعت گذاري در دين و تحريف باورهاي ديني و هجمه به ولايت و رهبري است. جريان شوم نفاق با ترويج تسامح و تساهل و اباحه گري و همچنين تأكيد بر قرائت‌هاي مختلف ازدين، جامعه را در تلاطم شبهات قرار داده و به سوي گمراهي مي برد.
در اين رابطه حضرت امير (عليه السلام)، "معاويه " سركرده قاسطين را چنين خطاب مي كند: "بسياري از مردم رابه گمراهي خويش فريب دادي و به تباهي افكندي و به امواج نفاق خود سپردي. ظلمت، گمراهي، آنان را فرا گرفت و در تلاطم شبهه‌ها گرفتار آمدند و از راه راست خود دور گشتند ". (29)
در تاريخ آمده است كه اين جريان نفاق، كنيزي را به امامت جماعت منصوب و مردم را وادار به اقامه نماز نمود، نماز جمعه را در روز چهارشنبه اقامه كرده، شرب خمر و رقص و غناء را آزاد كرد.
جريان نفاق همواره در لباس حق ظاهر گرديده و باطل را ترويج مي كند. اين جريان در راه تضعيف باورهاي ديني، در برابر رهبري و ولايت قرار مي گيرد و دست به كار شكني، سرپيچي و طغيان مي زند.
حضرت علي (عليه السلام) به دليل اين رهاورد خطرناك جريان نفاق، بر ضرورت شناخت منافقين و برحذر بودن از آنان تأكيد نموده و در خطبه‌اي مي فرمايند: "شما بندگان خدا را به پرهيزگاري سفارش مي كنم و به درك و شناخت منافقين توجه مي دهم. زيرا اينان هم گمراه هستند و هم ديگران را به گمراهي مي اندازند، هم لغزنده‌اند و هم افراد را به لغزش مي اندازند. در هر راهي دام گسترداه‌اند در برابر هر حقي، باطلي مي سازند، براي هر مستقيمي، انحرافي بوجود مي آورند. حرفي كه مي زنند همراه ايجاد عيب در دلهاست. حرف آنان ساختگي و ظاهري فريبنده دارد. راه انحراف را همواره مي سازند. اينان گروه شيطانند ". (30)
نفاق جديد در حال حاضر، اهتمام ويژه‌اي به تحريف باورهاي ديني و تضعيف ولايت و رهبري دارد. اين جريان مي كوشد با تمسك به قرائت‌هاي مختلف از دين، اسلام ناب محمدي (صلي الله عليه و آله) را قرائت‌ طالباني و فاشيستي از دين معرفي نموده و ولايت فقيه را نيز استبداد و ديكتاتوري بنامد.
در همين رابطه امام عظيم الشان راحل با آينده نگري نسبت به ظهور جريان نفاق جديد مي فرمايند: "شما بعدها مبتلا به اين هستيد، مبتلا به يك همچون اشخاصي هستيد كه گاهي به صورت اسلامي وارد مي شوند. همين مسائلي كه حالا مطرح مي كنند كه بايد ولايت فقيه نباشد، اين ديكتاتوري است ". (31)

6- فتنه آفريني:
"ايجاد بحران‌هاي امنيتي و فتنه آفريني " ششمين رهاورد شجره ملعونه نفاق است. منافقين به دليل آشتي‌ناپذيري با مؤمنين، از يك طرف شدت عمل خود را نسبت به آنان ابراز مي نمايند و از طرف ديگر، عطوفت و مهرباني خود را نثار جبهه ضد ديني مي كنند. هم گرايي و همراهي جريان نفاق با دشمنان شناخته شده و كمين كرده بيروني، باعث مي شود حكومت ديني به لبه پرتگاه آشوب و فتنه براندازي و تسلط اجانب سوق پيدا كند.
حضرت امير(عليه السلام) درباره فتنه آفريني و آشوب طلبي منافقين در خطبه‌اي مي فرمايند: "رنگ به رنگ مي شوند، آشوب هاي گوناگون به پا مي كنند به هر تكيه گاهي براي ضربه زدن به شما تكيه مي كنند و به هر كمين گاهي براي نقشه كشيدن عليه شما پناه مي برند. عمل آنان معيوب و گفته‌هاي آنها جالب است. كار آنان دردي كشنده است. دشمنِ نعمت و آسايشند. بر معصيت تأكيد دارند و نااميد كننده هستند ". (32)
منافقين با فتنه آفريني و ايجاد آشوب، نظام زندگي اجتماعي را مختل و امنيت عمومي را به مخاطره مي‌اندازند. حضرت علي (عليه السلام) در خصوص فتنه آفريني منافقين و اختلال در زندگي مردم و امنيت عمومي مي فرمايند: "آنها كساني هستند كه هر گاه متحد شوند، زيانبار خواهند بود و هر گاه متفرق شوند سود به بار خواهد آورد ". در اين هنگام برخي از حاضرين كه از فرمايشات حضرت متعجب شده بودند، از امام سئوال كردند: "زيان اتحادشان را دانستيم، اما سود پراكندگي آنان در چيست "؟ حضرت در پاسخ آنان فرمودند: "پيشه وران و اهل كسب به كارهاي خود باز مي گردند و مردم از تلاش آنها سود مي برند، بنّا به كار خود مي پردازد، بافنده مشغول بافندگي مي شود و نانوا به پخت نان مي پردازد ". (33)
به راه انداختن جنگ "جمل "، "صفين " و "نهروان " ناظر برفتنه آفريني نحله‌هاي نفاق در دوران تأويل بود كه علاوه بر از هم پاشيدن نظام زندگي اجتماعي و از ميان بردن امنيت عمومي، باعث شهيد و كشته شدن جماعت بسيار زيادي از مردم و در نهايت سست شدن پايه‌هاي حكومت ديني گرديد.
در زمان كنوني نيز رهاورد مذكور جريان نفاق جديد، به ويژه در چند سال اخير، غائله‌هايي را به كشورمان تحميل نموده كه حوادث پس از انتخابات و فتنه مخملين از آن جمله مي باشد و باعث وارد آمدن ضرباتي به نظام زندگي اجتماعي و امنيت جامعه گرديد.
در وسايل الشيعه حديثي از امام رضا (عليه السلام) پيرامون فتنه انگيزي جريان نفاق نقل شده كه حضرت مي فرمايند: "برخي از كساني كه مودت و دوستي ما اهل بيت (عليه السلام)را دستاويز ساخته‌اند، زيان و فتنه‌انگيز‌شان بر شيعيان ما از دجال بيشتر است ". از حضرت پرسيدند: "اي فرزند رسول خدا (صلي الله عليه و آله) چرا فتنه‌شان از دجال بيشتر است؟ ". حضرت رضا (عليه السلام)فرمودند: "زيرا با دشمنان مهر و مودت مي روزند و نسبت به دوستان، دشمني و عداوت مي نمايند. هرگاه چنين شد، حق و باطل به هم مي آميزد و حقيقت مشتبه گرديد، در نتيجه انسان مؤمن از منافق بازشناخته نمي شود ". (34)

چگونگي شناسايي جريان نفاق جديد
در دوران تأويل يكي از مهمترين تهديدها و چالش‌هاي جامعه اسلامي، جريان نفاق و نحله‌هاي آن مي‌باشد. اين جريان تاكنون ضربات جبران ناپذيري را بر پيكره اسلام وارد كرده است. از سوي ديگر ناشناختگي و پيچيدگي اين شجره ملعونه و جريان شوم، آن را خطرناك تر مي سازد. بر همين اساس، شناخت منافقين و مقابله با آنها يكي از ضرورت‌هاي جامعه اسلامي در دوران تأويل مي باشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در بحثي پيرامون جريان نفاق، چگونگي شناخت اين جريان را تبيين نمودند. ايشان با ارائه ملاك و معيار براي شناسايي منافقين فرمودند: "امروز براي شناسايي منافقين دسته دوم (منافقين جديد) نشانه وجود دارد و نشانه آن همراهي با دشمنِ شناخته شده است. جمهوري اسلامي دشمنان معروفي دارد كه هيچ پرده پوشي در دشمني خود ندارند، مانند جهان استكبار كه رأس آنها امريكاست. حالا كه دشمن صريح داريم، كوچك و ضعيف هم نيست، منافق را مي شود از همراهي با دشمن شناخت. اين وسيله امروز در اختيار ماست، ولي در اختيار مسلمانان دوران پيامبر (صلي الله عليه و آله) نبود ". (35)
همراهي با دشمن، پيروي و متابعت از او را به همراه مي آورد و افرادي كه از دشمن تبعيت كنند، دچار ضلالت و گمراهي شده، از حيطه ولايت الهي خارج و در زمره ولايت طاغوت قرار مي گيرند. براين اساس مي‌توان از اين نشانه و معيار براي شناخت جريان نفاق استفاده كرد.
در آيات نوراني قرآن آمده است: "ولن ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتبع ملتهم: هرگز يهود و نصاري از تو خشنود نخواهند شد مگر آنكه پيروي از آيين آنها نمايي ". (36)
حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي در ادامه تبيين چگونگي شناخت جريان نفاق جديد مي فرمايند: "هر كسي با دشمن همراهي كند، مورد سوء ظن قرار مي گيرد. هر كس براي دشمن و در جهت او كار مي كند، مورد سوء ظن است. هر كس از كار او، دشمن استفاده مي كند، مورد سوء ظن است. هر كس براي دشمن استدلال درست مي كند، مورد سوء ظن است ". (37)
رهبر معظم انقلاب اسلامي، "وجود عناد " در افراد همراه شده با دشمن را نشانه قطعي نقاق دانسته و مي‌فرمايند: "مورد سوء ظن يعني چه؟ منافق است؟ نه. شايد از روي غفلت كار انجام مي دهد، مورد سوء ظن است، يعني اين امكان به وجود مي آيد دشمن به سوي خود كشانده و جزء دشمن باشد. راه براي امتحان هم باز است. اگر نشانه "غفلت " در اوست، غافل است. اگر ديديم نشانه "عناد " در اوست منافق است ". (38)

چگونگي مقابله با جريان نفاق:
شهيدمطهري، مبارزه با منافقان را "سخت ترين ميدان مبارزه موحدان " دانسته و تنها راه جلوگيري از به قدرت رسيدن و يا حذف آنان از معادلات سياسي، اجتماعي و فرهنگي را بستر سازي فكري، فرهنگي و بالا بردن سطح آگاهي افراد جامعه مي داند. ايشان در اين باره تصريح مي فرمايند: "مشكل ترين مبارزه، مبارزه با نفاق است كه مبارزه با زيركي‌هاست كه احمق را وسيله قرار مي دهند. اين پيكار از پيكار با كفر به مراتب مشكل تر است. زيرا در جنگ با كفر، مبارزه با يك جريان مكشوف، ظاهر و بي پرده است. اما مبارزه با نفاق در حقيقت مبارزه با كفر است و شيطنت و درك آن، براي توده‌ها و مردم عادي، بسيار دشوار و گاهي غيرممكن است و لذا مبارزه با نفاق غالباً شكست خورده است. زيرا توده‌ها، شعاع دركشان از سرحدِ ظاهر نمي گذرد و نهفته را روشن نمي سازد و آنقدر بُرد ندارد كه تا اعماق باطن‌ها نفوذ كند ". (39)
جهل و ناآگاهي مردم، سپر مستحكم و دژ مطمئن براي جريان شوم و شجره ملعونه نفاق مي باشد. در اين هنگام تنها راه چاره، آگاه سازي مردم از طريق روشنگري خواص است. بر همين اساس شهيد مطهري مي‌فرمايند: "بايد توجه داشت كه هر اندازه احمق زياد باشد، بازار نفاق داغ تر است. مبارزه با احمق و حماقت، مبارزه با نفاق نيز هست. زيرا احمق، ابزار دست منافق است. قهراً مبارزه با احمق وحماقت، خلع سلاح كردن منافق و شمشير از دست منافق گرفتن است ". (40)
از اين رو و براساس سيره پيامبر عظيم الشان اسلام (صلي الله عليه و آله) و ائمه معصومين (عليهم السلام) نبايد ابتدا به ساكن منافقين و يا مردم ناآگاه و همراه شده با منافقين را حذف كرد. بلكه مي بايست با حفظ آرامش و متانت توأم با صلابت، جامعه را از "ظاهر بيني " به "دقيق بودن " رهنمون ساخت تا با به وجود آمدن امنيتِ تفكر، مردم فرصت يابند در فضاي آرام بينديشند و انتخاب نمايند. لذا جبهه حق و مؤمنين براي مقابله با جريان نفاق به عناصري همچون، متانت، پايداري، پويايي و استمرار نياز دارند.

سخن پاياني:
به تصريح قرآن كريم، قوانين و سننن الهي حاكم بر تاريخ يكسان بوده و تغيير ناپذير است. در آيات نوراني قرآن آمده است: "فلن تجد لسنت الله تبديلا و لن تجد لسنت الله تحويلا: طريقه خدا هرگز مبدل نخواهد شد و طريق حق و سنت الهي هرگز تغيير نمي پذيرد ". (41)
بر همين اساس مطالعه تاريخ و فراگيري درس‌هاي آن كه قرآن و سنت بر آن تأكيد دارند، تأثير فراواني در آسيب شناسي و آسيب زدايي جوامع، به ويژه جامعه اسلامي دارد. بنابراين با توجه به قاعده مذكور، در سخن پاياني به تحليل جريان نفاق و نحله‌هاي آن در جامعه اسلامي پس از انقلاب اسلامي مي پردازيم.
انقلاب اسلامي و نظام ديني برآمده از آن، از يك سو بخشي از تاريخ دوران تأويل مي باشد و از سوي ديگر و از آنجا كه نظام جمهوري اسلامي در درون خود، دو برهه استقرار و استمرار را تجربه كرده و مي كند، به مثابه دوران تنزيل و تأويل در صدر اسلام است. به عبارت ديگر مي توان دوران پرافتخار امام عظيم الشان راحل را دوران تنزيل انقلاب و دوره پر بركت رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي را دوران تأويل انقلاب ناميد.
در اين راستا و چنانچه بخواهيم براساس قاعده تغيير ناپذيري سنت‌هاي الهي، انقلاب اسلامي و جريان نفاق را در چارچوب دوران تأويل تحليل نماييم، بايد گفت كه مصاديقي از نحله‌هاي نفاق (ناكثين و قاسطين) درتاريخ پس از انقلاب به منصه ظهور رسيده است.
در اين رابطه برخي از گروه هاي مخالف نظام را مي توان مصداق بارز قاسطين ناميد. جريان‌ها و گروه‌هايي كه علاوه بر باورهاي سست و التقاطي در خصوص انقلاب، از ابتدا داراي حسادت و كينه نسبت به امام عظيم الشان راحل بودند و همانند جريان قاسطين و حزب طلقاء، تزوير و نيرنگ همواره در قول و عمل آنان نمايان بوده است.
"تجديد نظر طلبان سكولار " و "تكنو كرات هاي ليبرال " و همچنين "افراد قدرت طلب " را نيز بايد مصداق مبرهن ناكثين دانست كه از چهار عنصر "وجاهت "، "ثروت "، "قدرت " و "سياست "، برخوردار هستند. برآيند رفتار اين نحله از جريان نفاق جديد باعث گرديده كه بعضاً نظام و جامعه با چالش‌هاي "حقانيت و مشروعيت "، "غوغاسالاري و جنجال آفريني " و همچنين "فتنه‌هاي خطرناك " مواجه شود كه فتنه مخملين اخير يكي از آن موارد مي باشد. در اين ميان نكته بسيار جالب توجه آن است كه جريان‌هاي مذكور، داعيه دار اصلاح طلبي نيز بوده اند.
در تحليل جريان نفاق جديد، نكته بسيار مهم، پيوند اين دو نحله از جريان نفاق (ناكثين وقاسطين زمان حاضر) با يكديگر مي‌باشد كه به ويژه در اتفاقات پس از انتخابات مشاهده گرديد و اين مسأله، بار ديگر تغيير ناپذيري قوانين و سنن الهي حاكم بر تاريخ را به اثبات رسانيد. چرا كه ناكثين و قاسطين در صدر اسلام نيز جبهه ائتلافي را عليه حكومت امام علي (عليه السلام) تشكيل داده بودند.
از سوي ديگر چنانچه بخواهيم براساس تحليل تاريخي و تطبيقي، انقلاب اسلامي را در دو برهه دوران تنزيل و تأويل تحليل نمائيم، مي بايست تصريح كرد كه نظام اسلامي و جامعه ديني تاكنون با هر سه دسته از منافقين مواجه شده است. در دوران استقرار يا به تعبير ديگر تنزيل و شكل گيري نظام اسلامي، جامعه با منافقين دسته اول و دسته سوم (شبيه دوران تنزيل در صدر اسلام) مواجه گرديد.
منافقين دسته اول، گروه‌ها و جريان‌هايي را در بر مي گيرند كه نه تنها اعتقاد به نظام ديني و امام عظيم الشان راحل نداشتند، بلكه با برقراري ارتباط پنهاني با آمريكا و جاسوسي براي آنان، در انتظار براندازي نظام اسلامي بودند. اين جريان‌ها و گروه‌ها همانند دسته اول منافقين در صدر اسلام، در نقش ستون پنجم ظاهر گرديده و دشمن بعثي با جهت دهي و گراي آنها، جنگ شهرها را با بمباران و موشك باران مناطق مسكوني آغاز كرد.
همچنين نظام اسلامي و جامعه ديني در دوران تنزيل (شكل گيري و استقرار انقلاب اسلامي)، منافقين دسته سوم (منافقين محارب) را نيز تجربه كرده است كه نماد آن سازمان منافقين مي باشد. اين سازمان همانند منافقين محارب در صدر اسلام، در خرداد 1360 عليه جمهوري اسلامي، اعلام جنگ مسلحانه نمود و بيش از پانزده هزار نفر را در طي چند سال به شهادت رسانيد.
در اين تحليل تاريخي وتطبيقي، چنانچه دوران پس از رحلت امام عظيم الشان راحل را دوران استمرار و يا به عبارت ديگر برهه "تأويل نظام اسلامي " و مبارزه براي چگونگي پياده سازي اهداف و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي بدانيم، آنگاه و همانطور كه منافقين دسته دوم و نحله‌هاي آن در دوران تأويل در صدر اسلام شكل گرفتند، در اين برهه نيز براساس قوانين و سنت‌هاي الهي حاكم بر تاريخ، مي بايست شاهد ظهور و بروز منافقين دسته دوم (نفاق جديد) باشيم كه البته اين چنين نيز شد.
ظهور قاسطين (گروه‌هاي مخالف و معاند نظام) و ناكثين (تجديد نظر طلبان سكولار ، تكنوكرات هاي ليبرال و همچنين برخي افراد قدرت طلب) و ائتلاف آنان در فتنه مخملين پس از انتخابات، مؤيد تغيير ناپذيري سنت‌هاي الهي و ضرورت عبرت آموزي از تاريخ است.
به طور خلاصه عملكرد جريان نفاق جديد پس از رحلت امام عظيم الشان راحل را اينگونه مي توان برشماري كرد:
- برهم زدن انسجام اجتماعي
- آرمان زدايي و ايدئولوژي زدايي
- امام زدايي
- ميدان دادن به دشمنان اسلام، انقلاب وامام (ره)
- ترويج تجمل گرايي و اشرافي گري
- در هم آميختن مرزبندي خودي و غيرخودي
- تضعيف ولايت و رهبري
- ايجاد جنجال و تشنج در فضاي سياسي كشور
- ناكارآمد نشان دادن حكومت ديني
- تضعيف اركان و پايه‌هاي اقتدار نظام اسلامي
- تضعيف اعتقادات و باورهاي ديني و هجمه ارزش‌ها
- زير پا نهادن قانون و ترويج قانون شكني در جامعه
- غوغاسالاري و التهاب آفريني
- اعمال شدت عمل نسبت به نيروهاي وفادار به انقلاب و مرعوبيت در برابر دشمنان
- فتنه آفريني و بردن نظام به لبه پرتگاه آشوب و براندازي
پايان بخش اين نوشتار دو جمله از امام عظيم الشان راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامي پيرامون جريان نفاق خواهد بود.
حضرت امام خميني (ره) مي فرمايند: "بزرگترين معصيت، امروز در كشور، ايجاد اختلاف است، ايجاد نفاق است ".(42)
رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز پيرامون جريان نفاق مي فرمايند: "با پديده نفاق هوشمندانه برخورد كنيد. پديده نفاق خطرناك است، چيزي كه توانست درصدر اسلام، كوشش مجاهدين و مؤمنين را در نهايت معطل بگذارد، نيروها و لشگريان قداره كش نبودند، بلكه حيله‌ها و مكرها و خدعه‌هاي دشمنان نقابدار منافق بود ".(43)

والعاقبه للمتقين.

منابع:
1- نهج البلاغه نامه 27
2- سخنراني مقام معظم رهبري 1377 در لشگر 10 سيد الشهدا عليه السلام
3- سخنراني شهيد مطهري در كانون توحيد تهران
4- سخنراني مقام معظم رهبري 1377 در لشگر 10 سيد الشهدا عليه السلام
5- همان
6- همان
7- سوره مباركه حجرات آيه 9
8- ر. ك به كنزالعمال ج 11 صفحه 613 ح 32969
9- همان
10- بحار الانوار ج 36 صفحه 309
11- سخنان مقام معظم رهبري در سال 1377 در لشگر 10 سيدالشهدا عليه السلام
12- سوره مباركه احزاب آيات 23 و 24
13- ر. ك به تفسير مجمع البيان ذيل آيات 23 و 24 سوره احزاب.
14- شرح الاخبار ج 1 ص 400
15- ر. ك به كتاب الفتوح ج 2 ص 463، شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 20 ص 227 ح 199
16- تاريخ مفصل اسلام ص 103
17- همان ص 161
18- امام علي‌ (عليه السلام)روزگار عثمان ص 30
19- تاريخ مفصل اسلام ص 175
20- همان
21- نهج البلاغه خطبه 210
22- وصيت نامه سياسي الهي حضرت امام خميني (ره)
23- نهج البلاغه خطبه 194
24- تاريخ طبري ج 4 ص 486
25- نهج البلاغه قصار 262
26- سوره مباركه بقره آيات 11 و 12
27- تاريخ طبري ج 4 ص 445 و 446
28- نهج البلاغه خطبه 9
29- همان نامه 32
30- همان خطبه 185
31- صحيفه نور ج 9 178
32- نهج البلاغه خطبه 185
33- همان كلمات قصار 199
34- وسايل الشيعه ج 16 ص 179 ح 21289
35- سخنراني مقام معظم رهبري 1377 در لشگر 10 سيد الشهدا عليه السلام
36- سوره مباركه بقره آيه 120
37- سخنراني مقام معظم رهبري 1377 در لشگر 10 سيد الشهدا عليه السلام
38- همان
39- مجموعه آثار شهيد مطهري ج 16 ص 338
40- جاذبه و دافعه حضرت علي عليه السلام ص 176
41- سوره مباركه فاطر آيه 43
42- صحيفه نور ج 9 ص 435
43- سخنراني مقام معظم رهبري 1377 در لشگر 10 سيد الشهدا عليه السلام

نويسنده:رضا سراج، كارشناس مسائل سياسي و استراتژيك
نفاق جديد، جريان شناسي درون ديني از دوران تأويل

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 9:0 توسط :: محمدکشتکار ::

   آليا صبور(Alia Sabur)دختر ايراني جوان ترين استاد دانشگاه در جهان ميباشد،نام او در تاريخ ۱۹ فوريه ۲۰۰۸ركوردهاي جهاني گينس نوشته شد و پس از ۲۹۱ سال ركورد آقاي كولين مك‌لورين(Colin Maclaurin)زاده فوريه 1698ركورددار پيشين را شكست.

 او در تاريخ سوم اسفند ۱۳۶۷ خورشيدي برابر ۲۲ فوريه ۱۹۸۹، در شهر نيويورك زاده شد.
اين دختر ايراني تبار بطور تمام وقت در دانشگاه نيويورك تدريس مي‌كند و به عنوان يك نابغه نام خود را در رديف
جوان‌ترين استاد دانشگاه هاي معتبر جهان در كتاب ركوردهاي گينس ثبت نموده است . ركوردار قبلي جوان‌ترين پروفسور دانشگاه هاي جهان متعلق به يك فيزيكدان اسكاتلندي بنام كولين مك لورين(Colin Maclaurin) كه شاگرد اسحاق نيوتن بود و در سال 1717 ميلادي (291 سال پيش) در سن 19 سال و 7 ماهگي اين رتبه علمي را كسب كرده بود .آليا صبور”در هشت ماهگي خواندن را آغاز كرد و از كلاس چهارم ابتدايي به كالج رفت تا در سطح كارشناسي رياضيات كاربردي بخواند .

 وي در سن 10 سالگي در دانشگاه استوني بروك ثبت نام كرد و در 11 سالگي با گرايش به موسيقي به عنوان عضو اركستر سمفوني “راك لند” به اجراي قره ني پرداخت . آليا چهارده ساله بود كه مدرك ليسانس خود را از دانشگاه نيويورك گرفت و دانشجوي دوره كارشناسي ارشد و دكتري دانشگاه دركسل ، نيويورك شد . او در 18 سالگي مدرك دكتراي خود را از دپارتمان تكنولوژي پيشرفته فوزيون در دانشگاه كانكوك سئول(Konkuk University) دريافت كرد و جوان ترين فردي بود كه وارد دوره فلوشيپ پس از دكتري شد ، او نشانگرهاي سلولي خاصي را بر اساس تكنولوژي نانولوله ها ابداع كرد كه در تحقيقات پزشكي كاربرد زيادي دارد .

فقط سه روز مانده بود نوزده ساله شود كه براي تدريس در دانشگاه كنكوك ، سئول ، كره جنوبي پذيرفته شد . وي تا ماه قبل در دانشگاه دروس فيزيك دانشگاه كنكوك تدريس مي‌كرد و در حال حاضر ، رياضي و فيزيك را در دانشگاه جنوبي ايالت نيواورلند تدريس مي‌كند . او يكي از دلايل ترك دانشگاه سئول را مشكل سخن گفتن به زبان كره‌اي بيان كرده است.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 0:53 توسط :: محمدکشتکار ::

 
قبر
 
شوهری خوب، پدری عالی اما برقکاری بد!
 
 
 
قبر
 
یادبودی از سوی پسران (بجز ریکاردو که هیچ پولی نپرداخته)
 
 
 
قبر
 
اینک در آغوش پروردگاری. خدایا مواظب کیف پولت باش!
 



لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 0:16 توسط :: محمدکشتکار ::

کلاس روزهای چهارشنبه عصر هرهفته یک بار بمدت چهارساعت برگزار می گردد.



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 15:17 توسط :: محمدکشتکار ::

جمعی از دانشجویان دانشگاه امروز در راهپیمایی روز ۱۳آبان همراه با مردم کوارحضور یافتند.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 15:15 توسط :: محمدکشتکار ::

آنفولانزا چیست؟

آنفولانزا یک عفونت ویروسی است که بینی، گلو و ریه را در گیر می کند. علائم این بیماری شامل  تب، درد بدن، سر درد، خستگی، بی اشتهایی،سرفه ی خشک، احساس خشکی یا زخم در گلو می باشد که به صورت ناگهانی ایجاد می شوند. آنفولانزا با سرماخوردگی متفاوت است و علائم شدید تری دارد. بیشتر افراد بدون عارضه خوب می شوند امابرخی اوقات عفونت باکتریایی هم به آن اضافه می شود مانند عفونت گوش، فونت سینوسها، و یا  التهاب مجاری هوایی (برونشیت).

مراقبت خوب در منزل می تواند از ایجاد این عوارض جلوگیری کند. عفونت ریه ها عارضه ی خطرناکتری است که ممکن است در برخی افراد ایجاد شود. کودکان زیر ٢سال ، افراد بالای  ٦٥سال و افرادی که بیماری جدی دارند بیشتر دچار این وارض شده و ممکن است در بیمارستان بستری گردند.
 
عامل ایجاد کننده آنفولانزا چیست؟

آنفولانزا یک بیماری ویروسی است.ویروسهای آنفولانزای ( آ ) و ( ب ) بیماری را ایجادمی کنند. ویروس نوع ( آ ) معمولاً عامل ایجاد کننده ی شیوع سالیانه ی آنفولانزا است. این ویروسها مدام در حال تغییر خود هستند و انواع جدیدی ایجاد می کنند که خصوصیات متفاوتی دارد.به همین دلیل ساختمان ویروس از سالی به سال دیگر تغییر می کند و واکسنها و حتی داروها برای اثر بخشی باید تغییر کنند.

علائم بیماری چیست؟
 از مواجهه با ویروس تا ایجاد علائم یک تا چهار روز طول می کشد. ابتدا خشکی گلو، آبریزش بینی و احساس زخم در گلو ایجاد می شوند و سه تا چهار روز بعد علائمی مانند تب، سرفه، درد بدن، سر درد، و خستگی ایجاد می شوند.در
آنفولانزا تهوع واستفراغ یا اسهال دیده نمی شود. زمان شیوع بیماری اواخر پاییز و اوایل زمستان است.

آنفولانزا چگونه تشخیص داده می شود؟

پزشکان بیماری را از روی علائم آن تشخیص می دهند. با این وجود آزمایشهایی جهت کمک به تشخیص وجود دارند.

درمان آنفولانزا :

داروهای ضد ویروسی برای کاهش شدت و طول مدت علائم وجود دارند اما درمانهای خانگی می توانند موثر باشد. بیشتر افراد بدون مصرف دارو خوب می

شوند. مصرف مایعات، استراحت، و بخور برای مرطوب کردن مجاری تنفسی کمک کننده است.

 از پزشک خود درخواست تجویز آنتی بیوتیک نکنید چون آنتی بیوتیک تنها بر عفونت باکتریایی تاثیر دارد. مصرف بیش از حد مکملها و ویتامینها نیز تاثیری بر شدت و طول دوره ی بیماری ندارد.

داروهای ضد ویروسی نیز وجود دارند که بیشتر در سالمندان و کسانی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند ودرمعرض خطر عوارض هستند به کار می رود. درمان دارویی باید در دو روز اول آغاز علائم بیماری  شروع شود و گرنه تاثیر زیادی نخواهد داشت. داروها در مقابل همه ی انواع ایجاد کننده ی آنفولانزا موثر نیستند.

 پیشگیری:

با تزریق واکسن به صورت هر ساله، می توان از ابتلا به آنفولانزا پیشگیری کرد.
 
 بسیاری از افراد می توانند به این طریق از ابتلا به آنفولانزا در امان باشند. واکسیناسیون در این افراد توصیه می شود:

  •  کودکان ٦ماه تا ٢ سال
  • افراد بالای ٥٠ سال
  •  افراد مبتلا به آسم، بیماری مزمن قلبی و ریوی، یا اختلال سیستم ایمنی بدن
  • زنان باردار در فصل شیوع بیماری
  • تماس نزدیک فرد با بیمار مبتلا به آنفولانزا مانند اعضای خانواده یا کارکنان مراکز درمانی فرمی از واکسن حاوی ویروس زنده نیز وجود دارد که به صورت اسپری بینی در کودکان سالم و افراد بین ٥ تا ٤٩ سال می تواند استفاده شود. زنان باردار و افراد مبتلا به اختلال سیستم ایمنی بدن نباید از این نوع واکسن استفاده کنند.

مترجم:دکتر سمیرا سرخوش
منبع:AOL



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 15:42 توسط :: محمدکشتکار ::

میلاد امام هشتم شیعیان،حضرت علی بن موسی الرضا(ع) را به دوستان دانشجو تبریک می گویم.

سئل عليه السلام عن خيـار العبـاد؟ فقــال(ع):
الذيـن اذا احسنوا استبشروا, و اذا اساووا استغفروا و اذا اعطوا شكـروا, و اذا ابتلو صبروا, و اذا غضبوا عفوا.(23)
از امام رضـا(ع) دربـاره بهتـريـن بنـدگـان سـوال شـد.
فـرمـود: آنان كه هر گاه نيكـى كنند خـوشحال شوند, و هرگاه بدى كنند آمرزش خـواهند, و هر گاه عطا شـوند شكر گزارند و هر گاه بلا بينند صبر كنند, وهر گاه خشم كنند در گذرند.

 همان,ص 445.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 17:10 توسط :: محمدکشتکار ::

دانشگاه علمي كاربردي كوار رتبه اول در ميان مراكزعلمي كاربردي سراسر كشور را به خود اختصاص داد.اين دانشگاه با مديريت به روز ،باعث موفقيت در امر آموزش و بالا بردن كيفيت خدمات گرديده است.بجاست از زحمات جناب دكتر مهرباني رياست محترم دانشگاه،آقاي مهندس شمس نيا معاونت محترم آموزش وساير همكارانشان تقدير وتشكر نماييم.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 18:21 توسط :: محمدکشتکار ::

دانشگاه علمي كاربردي كوار رتبه اول در ميان مراكزعلمي كاربردي سراسر كشور را به خود اختصاص داد.اين دانشگاه با مديريت به روز ،باعث موفقيت در امر آموزش و بالا بردن كيفيت خدمات گرديده است.بجاست از زحمات جناب دكتر مهرباني رياست محترم دانشگاه،آقاي مهندس شمس نيا معاونت محترم آموزش وساير همكارانشان تقدير وتشكر نماييم.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 18:21 توسط :: محمدکشتکار ::

عید فطر مبارک باد



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 1:1 توسط :: محمدکشتکار ::

ويژه نامه سبحان كوار بزودي منتشر مي گردد.كه حاوي مطالب وخبرهاي مربوط به كوار مي باشد.دوستان جهت درج آگهي تبليغاتي خود مي توانند به آدرس:كوار-جنب بانك ملت-كافي نت كوار مراجعه كنند.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 8:45 توسط :: محمدکشتکار ::

انتخاب واحدترم 4 انجام شد.عده اي از دوستان آمدند وبعضي ها هم وكيل ديگران بودند.تعداد واحد ارائه شده 20واحد بود.سايت جديد دانشگاه جهت انتخاب واحد مطلوب است.انشا.الله كه جهت پرداخت شهريه مجهزتر شود.



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 18:21 توسط :: محمدکشتکار ::

اگه گفتید این کوچولو کدام دانشجو است؟




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 17:44 توسط :: محمدکشتکار ::

شهادت امیرمومنان حضرت علی (ع) تسلیت می گویم. 

پاداش تارک گناه ازنگاه علی (ع)

«مَا الُْمجاهِدُ الشَّهیدُ فى سَبیلِ اللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْرًا مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَکادَ الْعَفیفُ أَنْ یَکُونَ مَلَکًا مِنَ الْمَلائِکَةِ.»

مُزد جهادگرِ کشته در راه خدا بیشتر نیست از مرد پارسا که ـ معصیت کردن ـ تواند ـ لیکن ـ پارسا ماند و چنان است که گویى پارسا فرشته اى است از فرشته ها.

38- پایان ناگوار گناه

«أُذْکُرُوا انقِطاعَ اللَّذّاتِ وَ بَقاءَ التَّبِعاتِ.»

به یاد آرید که لذّتها تمام شدنى است و پایان ناگوار آن بر جاى ماندنى




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 17:12 توسط :: محمدکشتکار ::

پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجري، نخستين گل خوشبوي درخت نبوت و ولايت و ثمره نخست ازدواج حضرت علي (ع) و حضرت زهرا (س) اين جهان خاکي را منور ساخت و قداست و شرافت ماه مبارک رمضان را صد چندان کرد.
مولود مبارکي که صورت و سيرت اش آيينه تمام نماي سيماي نبوي و علوي بود و هديه اي الهي است که خداوند متعال در ماه پر برکتي چون رمضان به خاندان عصمت و طهارت (ع) و بشريت اعطا کرد.
با ولادت اين مولود مسعود بي شک کره خاکي و افلاک بر خود باليده و فرشتگان به
يکديگر تبرک مي گويند چرا که اين گل خوشبوي از بهشت به عنوان هديه به حضرت علي (ع) و حضرت زهرا (س) داده شده بود.
خبر ولادت نخستين نواده رسول خدا (ص) به آن حضرت داده مي شود و پيامبر مشتاقانه به ديدار فرزند عزيز و ارجمندش به خانه علي (ع)و زهرا (س) مي آيد و نام " حسن " را جبرئيل از سوي خداي متعال برگزيد و اين اسم نيکو و پسنديده امروز الگويي براي نامگذاري فرزندان شيعيان شده است.
در صواعق المحرقه ابن حجر، آمده است که رسول خدا(ص) فرمود:" هارون نام دو
فرزندش را شبر و شبير گذاشت و من نام دو فرزندانم را حسن وحسين مي گذارم، به همان نامي که هارون فرزندانش را نام نهاد".
همچنين در کتاب کنز العمال، نقل شده که حضرت رسول دو فرزندش (حسن و حسين ) را در دامان خويش نشانده بود و نوازششان مي کرد و مي فرمود: اين دو فرزندانم، دو گل خوشبوي من در دنيايند.
در اثر ديگري به نام مجمع الهيثمي از انس بن مالک نقل مي کند که گفته است: رسول خدا گاهي به سجود مي رفت، يکي از دو فرزندانش (حسن يا حسين) مي آمد و بر دوش حضرت مي نشست، پس حضرت سجود را طولاني مي کرد تا آنگاه که خود کودک پايين بيايد.
به او گفته مي شود: يا رسول الله! سجودت را طولاني کردي؟ مي فرمود: فرزندم، بردوشم سوار بود، خوش نداشتم که او را به شتاب وادارم و در اين زمينه روايات زيادي از کتب اهل سنت نقل شده است.
القاب و کنيه هاي امام حسن مجتبي (ع) به القاب و کنيه هايي چون ريحانه رسول خدا(ص)، زکي ، سبط اول ، سيد، طيب، مصلح، نقي و ولي مشهور است.
ابن شهرآشوب لقب هاي ديگري از جمله امين، اثير، امير، حجت، زهد، قائم، مجتبي و وزير را به آن بزرگوار نسبت داده است.
صاحب مناقب کنيه امام حسن(ع) را ابوالقاسم مي نامد و لکن محقق اربلي با تکيه بر يک روايت مي نويسد: رسول خدا(ص) از شدت علاقه اي که به نواده خويش داشت و او را آيينه تمام نماي صفات خود مي دانست کنيه اش را ابومحمد ناميد در حالي که يکي دو سال از ولادتش بيشتر نگذشته بود.
شباهت امام حسن مجتبي (ع) به پيامبر (ص) زيبايي صورت و اندام سلاله پيامبر خدا(ص) زبان زد عام و خاص بود هر کس به او نگاه مي کرد سيماي محمد و علي (ع) را در او مي ديد و درجمالش محو مي شد.
در مجمع الهيثمي، در خصوص شبيه ترين فرد به پيامبر (ص) آمده است: شخصي از ابن الزبير (دشمن سرسخت اهلبيت) سوال مي کند: چه کسي بيش از همه به پيامبر شباهت داشت؟ او پاسخ مي دهد: حسنبن علي، از هر کس بيشتر به پيامبر شبيه تربود و حضرت رسول بيش از همه به او محبت و علاقه داشت.
او گاهي مي آمد و حضرت رسول در حال سجده بود، پس بردوشآن حضرت سوار مي شد و پيامبر سر برنمي داشت تا خود کنار رود.
امام غزالي در احياء العلوم مي نويسد: رسول خدا(ص) فرمود: چه بسيار شباهت پيدا کرد فرزندم(حسن) به من از جهت اندام و صورت و سيره و اخلاق. انس بن مالک درباره امام مجتبي(ع) مي گويد: هيچ فردي از امام حسن (ع) شبيه تر به پيامبر(ص) نبوده است.
اخلاق آن حضرت در خصوص اخلاق امام حسن مجتبي (ع) نيز مرحوم شيخ صدوق در کتاب امالي به سند خود از امام صادق(ع) روايت کرده که آن حضرت فرمود: حسن بن علي(ع) عابدترين مردم زمان خود و زاهدترين آنها و برترين آنها بود، و چنان بود که وقتي حج به جاي مي آورد، پياده به حج مي رفت و گاهي نيز پاي برهنه راه ميرفت و چنان بود که وقتي ياد مرگ مي کرد مي گريست و چون ياد قبر مي کرد مي گريست، و چون از قيامت و بعث و نشور ياد مي کرد مي گريست و چون متذکر عبور و گذشت از صراط در قيامت مي شد مي گريست و هر گاه به ياد توقف در پيشگاه خداي تعالي در محشر مي افتاد فريادي مي زد و روي زمين مي افتاد.
چون به نماز مي ايستاد بندهاي بدنش مي لرزيد و چون نام بهشت و جهنم نزد او برده مي شد مضطرب و نگران مي شد و از خداي تعالي رسيدن به بهشت و دوري از جهنم را درخواست مي کرد و هر گاه در وقت خواندن قرآن به جمله " يا ايها الذين آمنوا " مي رسيد مي گفت: لبيک اللهم لبيک و پيوسته در هر حالي که کسي آن حضرت را مي ديد به ذکر خدا مشغول بود و از همه مردم راستگوتر، و در نطق و بيان از همه کس فصيح تر بود.
مرحوم ابن شهرآشوب در کتاب مناقب از کتاب محمد بن اسحاق نيز روايت کرده که گويد: احدي پس از رسول خدا (ص) در شرافت مقام به حسن بن علي(ع) نرسيد.و سپس مي گويد : رسم چنان بود که براي آن حضرت بر در خانه اش فرش مي گستراندند و چون امام(ع)مي آمد و روي آن فرش مي نشست، راه بسته مي شد و بند مي آمد، زيرا کسي از آنجا نمي گذشت جز آنکه به خاطر جلالت مقام آن حضرت مي ايستاد و جلو نمي رفت و هنگامي که امام(ع)از ماجرا مطلع مي شد برمي خاست و داخل خانه مي شد و مردم هم مي رفتند و راه باز مي شد.
از روضه الواعظين فتال نيشابوري روايت شده که گويد: حسن بن علي(ع)چنان بود که چون وضو ميگرفت بندهاي استخوانش به هم ميخورد و رنگش زرد ميگشت و چون سببش را پرسيدند فرمود: هر کس که در پيشگاه پروردگار بزرگ مي ايستد بايد اين گونه باشد که بندهايش به هم بخورد و رنگش زرد شود و چون بر در مسجد مي رسيد، سرش را بلند کرده و مي گفت: خدايا ميهمانت بر در خانه توست، اي نيکوکار! بدکار به درب خانه ات آمده، پس از زشتي هايي که نزد من است به خوبيهايي که نزد تو است درگذر، اي بزرگوار!
از کتاب فائق زمخشري نيز اينگونه روايت شده که گويد: رسم امام حسن (ع) چنان بود که چون از نماز صبح فارغ مي شد با کسي سخن نمي گفت تا آفتاب طلوع کند و آن حضرت بيست و پنج بار پياده حج به جاي آورد و اموال خود را دو بار با خدا تقسيم کرد(يعني نصف آن را در راه خدا به فقرا داد).
تواضع و فروتني امام حسن مجتبي (ع) تواضع و فروتني آن حضرت نيز زبانزد است به گونه اي که ابن شهرآشوب در مناقب و ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه و ديگران به سند خود روايت کرده اند که امام حسن بن علي(ع) بر جمعي از فقرا عبور کرد که روي زمين نشسته و تکه هاي ناني در پيش روي خود گذارده و مي خوردند و چون آن حضرت را ديدند تعارف کرده گفتند:اي پسر دختر رسول خدا بفرما! به صبحانه!
امام حسن(ع) پياده شد و اين آيه را خواند: "براستي که خدا مستکبران را دوست نمي دارد " و سپس شروع کرد به خوردن غذاي آنان و چون سير شدند امام(ع) آنها را به مهماني خود دعوت کرد و از آنها پذيرايي و اطعام کرده و جامه نيز بر تن آنها پوشانيد و چون فراغت يافت فرمود:" با همه اينها ، فضيلت و برتري از آنهاست، زيرا آنها بغير از آنچه ما را بدان پذيرايي و اطعام کردند چيز ديگري ندارند".
به گزارش ايرنا،اينک به يمن و برکت ميلاد با سعادت کريم اهل بيت حضرت امام حسن مجتبي (ع) ، دهه اکرام و اطعام نيازمند نيز در ايران اسلامي آغاز شده و روز ميلاد اين امام همام روزي فرخنده و پربرکت است.

گزارش محمود رييسي
خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)



لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 14:20 توسط :: محمدکشتکار ::

  رییس انجمن بيماري‌هاي عفوني كشور با اعلام اين‌كه وضعيت اپيدمي آنفلوانزاي خوكي تبديل به پاندمي (همه‌گيري جهاني) شده، نسبت به افزايش چرخش ويروس اين بيماري با آغاز فصل جديد هشدار داد. مينو محرز افزود: با شروع فصول سرد سال، امكان افزايش آنفلوانزاي فصلي به دليل تجمعات دسته‌جمعي وجود دارد. او همچنين با تاكيد بر افزايش مبتلايان به آنفلوانزاي خوكي در كشور و ميزان ذخيره دارويي آن گفت: فعلاً ذخيره دارويي داريم اما به هر حال با افزايش تعداد مبتلايان بايد ذخيره افزايش يابد. محرز از سفارشات دارويي لازم به كشورهاي خارجي براي خريد ضد ويروس خبر داد و گفت: همه مبتلايان نياز به درمان از طريق دارو دارند بلكه در نوع ضعيف آن مي‌توانند در منزل مداوا شوند.

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 16:33 توسط :: محمدکشتکار ::

  مديركل دفتر نظارت و ارزيابي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري با اشاره به طرح كاهش دوره ليسانس دانشگاهها، از حذف برخي دروس عمومي و اختياري، كاهش سقف واحدها، ارايه برخي دروس به شكل مجازي و طرح 3 ترمي شدن هر سال تحصيلي خبر داد. دكتر رضاعامري در گفت‌وگو با ايسنا، يكي از طرح‌هاي وزارتخانه در راستاي تحول در شيوه‌هاي پذيرش دانشجو و تجديد نظر در شيوه‌هاي آموزشي دانشگاه‌ها را بازنگري در طول دوره‌ها عنوان كرد و گفت: با توجه به اين كه دوره كارشناسي در ايران نسبت به ساير كشورهاي دنيا طولاني‌تر است، در اين زمينه در صدديم كه دوره ليسانس را حداقل تا يك نيمسال، كاهش دهيم. وي افزود: با توجه به اينكه تا پايان برنامه چهارم توسعه بايد سه ميليون و700 هزار دانشجو داشته باشيم و قريب به سه ميليون و 500 نفر از اين دانشجويان در دوره كارشناسي و پايين‌تر از آن مشغول به تحصيل هستند، بنابراين اگر در دوره كارشناسي بررسي و تجديد نظري صورت گيرد، اين موضوع بر روي دوره‌هاي پايين‌تر از كارشناسي نيز تاثير خواهد داشت. وي با بيان اينكه در حال حاضر 4 طرح براي كاهش دوره ليسانس در نظر گرفته شده است، اظهاركرد: در اين زمينه ساده‌ترين شيوه، كم كردن واحدهاي درسي است، با توجه به اينكه تعداد واحدهاي مقطع كارشناسي بين 135 تا 140 واحد متغييراست، بنابراين مي‌توان با حذف برخي از دروس اختياري، عمومي و يا پايه تعداد واحدها را كاهش داد. دكترعامري افزود: همچنين كاهش سقف واحدهاي درسي در برخي از دروس نيز از ديگر طرحها و شيوه‌هاي موجود جهت كاهش دوره ليسانس است، بدين صورت كه دروس 3 يا 4 واحدي به 2 يا 3 واحد درسي كاهش يابد. وي، خاطر نشان كرد: همچنين استفاده از ظرفيت دوره‌هاي مجازي از ديگر روشهاي موجود جهت كاهش دوره‌هاي ليسانس است،‌ بدين ترتيب كه دانشجويان واحدهايي را كه مي‌توانند به صورت غيرحضوري پاس كنند را به صورت مجازي بگذرانند كه بر اين اساس هر دانشجو مي‌تواند حداقل تا30 واحد را به صورت غيرحضوري بگذراند. دكترعامري با بيان اين كه سه روش ذكر شده جهت كاهش دوره ليسانس روشهاي مرسوم و قابل اجرايي هستند، گفت: روش ديگري در اين زمينه مطرح است و آن اين كه در تقويم تحصيلي دانشگاهها يك بررسي كارشناسانه انجام گيرد بدين ترتيب كه به جاي اينكه دو نيم ترم تحصيلي در هر سال برگزار شود، اين دو ترم به سه ترم تحصيلي افزايش يابد و در هر ترم حدود 15 يا 16 واحد گذرانده شود كه در مجموع هر سال 45 واحد ارايه خواهد شد، اين در حاليست كه در حالت معمولي در سال، دو ترم تحصيلي برگزار مي‌شود و دانشجويان نيز حدود 38 يا 36 واحد مي‌گذرانند. وي افزود: در روش فوق به عنوان نمونه سال تحصيلي از 15 تا 20 شهريور آغاز مي‌شود و هر ترم 10 تا 12 هفته طول مي‌كشد و فرجه هر نيم سال تحصيلي هفت يا هشت روز خواهد بود. دكترعامري‌ خاطر نشان كرد: با توجه به اينكه از نيم سال دوم تحصيلي دانشگاهها بهره‌وري به صورت كافي انجام نمي‌گيرد، بنابراين با اجراي سه ترم تحصيلي در يك سال مي‌توان از فرصتهايي كه دانشجويان در دانشگاهها حضور نمي‌يابند استفاده بهينه‌تري انجام داد. مدير كل برنامه‌ريزي‌ و ارزيابي وزارت علوم، در پايان اظهار كرد: قابل ذكر است كه روش هاي ذكر شده مي‌تواند به صورت تلفيقي نيز مورد استفاده قرار گيرد.

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 8:48 توسط :: محمدکشتکار ::

ویروس ایدز، آرام‌، بی‌سروصدا و بی‌ترحم همچنان به پیش می‌تازد و تاکنون بخش قابل توجهی از مردم ایران را آلوده کرده است. اخیراً رییس اداره کنترل ایدز وزارت بهداشت خبر داده است که تعداد مبتلایان ایدز در ایران حدود 83 هزار نفر است که تاکنون تنها 19 هزار نفر از آنها شناسایی شده‌اند. با این حال اگر همان تخمین 83 هزار نفر را نیز مقرون به صحت بدانیم و آن را با نسبت کل جمعیت کشور بسنجیم درخواهیم یافت که از هر 843 ایرانی یک نفر مبتلا به ایدز هستند و این آمار بسیار وحشتناکی است. این آمار متاسفانه در حال افزایش است؛ زیرا طبق بررسی‌های به عمل آمده، میانگین سن ابتلا به ایدز در ایران 25 تا 34 سال است یعنی دوران جوانی و فصلی که در آن بیشترین روابط جنسی وجود دارد.متاسفانه به دلیل برخی ملاحظات "من درآوردی" طرح مسایل جنسی در جامعه و به ویژه در تریبون‌های رسمی و آموزشی جزو ممنوعات شده است و این امر نیز به نوبه خود باعث ناآگاهی مضاعف جوانان و عواقب نابهنجار آن مانند تشدید شیوع بیماری‌های مرتبط با مسایل جنسی و از جمله ایدز شده است. مخلص کلام آن‌که این یک واقعیت دردناک است که از هر 843 ایرانی یک نفر ایدزی است و با توجه به سرعت شیوع این بیماری به ویژه در میان جوانان آینده‌ای تاریک و بسیار غم‌انگیز در انتظار ایرانیان است‌. در این میان گسترش ایدز، تنها یکی از مصایبی است که با خونسردی و البته بی‌رحمی بر پیکره ملت ایران افتاده است و کک کسی هم نمی‌گزد!




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 11:2 توسط :: محمدکشتکار ::

کامران دانشجو: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
- دکترای هوافضا از کالج لندن
- استاد و عضو هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت
- استاندار تهران ۸۷-۸۴
- قائم‌مقام و معاون سیاسی وزیر کشور
- رئیس ستاد انتخابات کشور




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 17:52 توسط :: محمدکشتکار ::

فرا رسيدن ماه مبارك رمضان پيشاپيش مبارك باد.



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 8:51 توسط :: محمدکشتکار ::

چگونه مبتلا نشویم؟
پاييز امسال از لحاظ آنفلوآنزاي خوكي بسيار هولناك خواهد بود .حداقل دو سال گرفتار آنفلوانزاي خوكي خواهيم بود که طی آن، موج‌هاي مختلف بیماری بروز مي‌كند و هرموج 6 تا 8 هفته طول می کشد... دستان خود را مرتب بشویید ، مانند الزام شستن مداوم دست ها توسط یک جراح.
بر اساس گزارش نهادهای ملی و بین المللی در زمینه بهداشت و سلامت، سالانه افراد بسیار زیادی بر اثر انواع بیماریها جان خود را از دست می دهند که در این میان بیماریهای قلبی و گوارشی و حوادث مختلف در صدر آن قرار دارند. بیماریهایی نیز وجود دارند که علی رغم مسری بودن، به علت اینکه برای جان انسانها کمتر خطرناک هستند به همان نسبت کمتر در معرض توجه جدی قرار داشته اند که بیماری آنفلوانزا یکی از آنهاست.

 اما در مورد انواع خاصی از آنفلوانزاها مانند نوع خوکی که اخیرا به اندازه گستره حیات، گسترش یافته است اوضاع متفاوت است. میکروب ها و ویروس هاس بیماری زا در انسان به علت تغییرات و جهش های ژنتیکی در طول زمان در مقابل داروهای موجود مقاوم شده و حتی ممکن است یک بیماری جدید ایجاد شود. برخی از بیماریها بین انسان و حیوان مشترک هستند و از هرکدام به طرف مقابل سرایت می کنند؛ این گونه بیماریها به علت مسری بودن و در تماس بودن انسان و حیوان به مراتب خطرناک تر هستند.

 متاسفانه بیماری آنفلوانزا از نوع خوکی دارای تمام شاخصه های یک بیماری مسری و خطرناک است که علی رغم تلاشهای مجدانه مققان پزشکی هنوز داروی موثری برای پیشگیری یا درمان قطعی آن وجود ندارد. (البته این موضوع صرفا به انفلوانزای خوکی مربوط نیست بلکه در مورد تمام انواع آنفلوانزاها صدق می کند) بنابراین آنفلوانزا از حالت یک بیماری معمولی با درجه خطر پایین به یک بیماری کشنده و عالمگیر تبدیل شده و نگرانی جدی تمامی مردم، دولتها و نهادهای ملی و بین المللی در زمینه بهداشت و سلامت را موجب شده است و در ماههای اخیر به یک بحران جهانی تبدیل شده است.

بنابراین بررسی خاستگاه، انواعَ، علائم، روشهای پیشگیری و درمان، جنبه های سرایت و آمار مرگ ومیر مربوط به آن در ایران و جهان بسیار حایز اهمیت است که به آن می پردازیم.

1- تعريف و انواع

   آنفلوانزاى خوکی (  Swine flu) يك بيمارى تنفسى خوك‌ها است که توسط ويروس آنفلوانزاى نوع H۱N۱  ایجاد می شود .این نوع آنفلوآنزا معمولا در  خوك‌ها بروز می کند . ويروس‌هاى آنفولانزاى خوكی حد بالایی از آلودگی و بيمارى را سبب می شوند البته آمار مرگ و میر ناشی از آن در میان خوک ها معمولا کم است و کشندگی زیادی ندارد . آنفلوآنزای خوکی  معمولا به انسان منتقل نمی شود، هرچند گاهی در موارد نادر این ویروس به انسان، به خصوص افرادی که با خوک ها در تماس نزدیک بودند سرایت می کرد. موارد نادری از انتقال این ویروس از انسان به انسان نیز ثبت شده بود.

 ويروس‌هاى انفولانزای خوکی میزبان اصلی شان خوک است اما می توانند مرغ ها و حتی انسانها را آلوده کنند. ويروس‌هاى آنفولانزاى خوكی دائماً تغيير شکل می دهند. البته خوك‌ها به وسيله آنفلوانزاى مرغى هم می توانند آلوده شوند گرچه به اندازه نوع خوکی در این حیوانات مهاجم نیست. ويروس‌هاى آنفلوانزا وقتى از خوک آلوده خوک دیگری را آلوده می کند می تواند تغییر شکل داده و نوع رفتارش نیز تغییر  مى كند  ، ويروس‌ها می توانند دوباره جور شوند ( يعنى ژن‌ها را با هم عوض مى كنند) و  توانایی ویروس ها و همچنین میزبانی خوک برای هر سه نوع آنفلوآنزای خوکی مرغی و انسانی این خطر را ایجاد می کند که ويروس‌هاى جديد كه مخلوط انواع خوك ، انسان و نوع ويروس‌هاى آنفلوانزاى مرغى می باشند پديدار بشوند. با تغييرات در طى سالها انواع متفاوت ويروس‌هاى آنفولانزاى خوك پديدار شده‌اند.

  
اما چه چيزي ويروس كنوني را تبديل به ويروسي خطرناك كرده است؟ ويروس خوكي نيز مانند تمام ويروس هاي ديگر خود را تغيير مي دهد. اگر خوك هاي مبتلا به آنفلوانزاي خوكي همزمان به آنفلوانزاي انساني يا پرندگان نيز مبتلا باشند، اين ويروس ها مي توانند در بدن حيوان ژن هاي خود را تعويض كنند. بدين ترتيب نوعي جديد از ويروس به وجود مي آيد كه هم ژن هاي انسان و هم ژن هاي حيوان را در خود دارد. اين همان اتفاقي است كه ظاهرا در مورد ويروس كنوني افتاده است.  گونه هاي “A H1N1 ويروس آنفلوانزا براي نخستين بار در سال 1930 ميلادي قرنطينه شدند.

2- خاستگاه و تاريخچه

 نخستين ساعات روز شنبه (5 ارديبهشت) بود كه واژه “آنفلوانزاي خوكي” به رسانه ها راه پيدا كرد، واژه اي كه در روزهاي اخير تبديل به سرخط اصلي اخبار شده است. ابتلا به آنفلوانزاي خوكي در روزهاي گذشته، براي نخستين بار در مكزيك مشاهده شد و پس از آن نيز در ايالت هاي جنوبي ايالات متحده، مواردي مشابه گزارش شد. تعداد كشته شدگان و مبتلایان اين بيماري در مكزيك در فاصله کوتاهی به هزاران نفر رسید و بانك جهاني براي مقابله با اين بيماري، 225 ميليون دلار در اختيار دولت مكزيك قرار داد.

 اولین بار در جهان، بیماری آنفلوانزای خوکی در سال ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ گزارش شد که دنیا درگیر جنگ جهانی اول بود. موارد مشکوک در ابتدا در اسپانیا دیده شدند، اما سپس آمریکا نیز به ویروس این بیماری آلوده شد و در نتیجه ۵۰۰ نفر قربانی آن شدند.

احتمالاً بهترین نمونه کشف شده از آنفلوآنزای خوکی يك اپیدمی آنفولانزاى خوكی در  ميان سربازها در سنگر ديكس نيوجرسى در  سال ۱۹۷۶ میلادی است . براى تایید این بیماری در آن سال ۴ نمونه عکس سینه با استفاده از  اشعه ايكس وجود دارد که ابتلا به  سينه‌ پهلو را در حداقل ۴ سرباز تایید می کند و یک مورد مرگ نیز در آن زمان ثبت شده است . طبق مدارک همه اين بيماران سابقاً سالم بوده اند . ويروس بیماری در يك محيط كارآموزى باعث آلودگی یک سرباز گشته بود و به نظر می رسد با پخش مجدود در بین سربازان انتشار یافته و پس از یک ماه بیماری ناپدید گشت .

منبع ويروس، زمان دقيق بروز آن در سربازها ی مستقر در سنگر ديكس و علت انتشار محدود آن و همچنین ناپدید شن بیماری همچنان ناشناس مانده است . آنفلوآنزای سنگر ديكس به دلیل وجود یک ويروس جانورى در جمعيت انسانی متراکم در داخل سنگرها انتشار یافته و ممکن است تماس كامل با حیوانات آلوده در مکان شلوغ سنگر در فصل زمستان پیش آمده باشد . عامل ويروس مسبب این بیماری در سنگر ديكس آنفلوانزاى خوکی  (H۱N۱)  ناميده ‌شده بود.

 يك بروز آلودگى آنفولانزاى خوك در خوك‌ها در ويسكانسين در ۱۹۸۸  میلادی مشاهده شد که منجر به چندين آلودگى انسانها  شد ، اگرچه این حالت منتج به اپیدمی آنفلوآنزای خوکی نشد .

 در سپتامبر ۱۹۸۸، نیز يك زن حامله  ۳۲ ساله به دلیل سينه ‌پهلو بسترى شده بود و پس از ۸ روز مرد ؛ يك ويروس انفلوانزاى خوکی كشف ‌شده بود .  در شرح حال او شروع بیماری از چهار روز پيش ذکر شده بود ، بيمار به يك نمايشگاه فستيوال خوک در شهر خود رفته بود و با خوک ها تماس نزدیک داشت.

در گذشته، (CDC) گزارشاتی از احتمال آلودگى انسان به ويروس آنفلوانزا خوک را طی دو سال دريافت كرد اما از دسامبر ۲۰۰۵، تا فوريه ۲۰۰۹، ۱۲ مورد آلودگى انسان به نوع مهاجم  به انسان آنفلوانزا آنفلوآنزای خوکی با گزارش‌ شد.

 دکتر پیتر کوان، استاد همه گیر شناسی و بهداشت عمومی در کالج دام پزشکی دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی معتقد است: " H1N1 که به نام آنفولانزای اسپانیایی نیز شناخته می شود، به خاطر شیوع یک ویروس متفاوت که در سال 1918 پدیدار شد و باعث از بین رفتن تعداد قابل توجهی از خوک ها و انسان ها گردید، در آغاز "آنفولانزای خوکی" نامیده شد.

احتمال داده می شود که منشاء ویروس H1N1 سال 1918 یک پرنده وحشی بوده باشد ولی منشاء قطعی آن ناشناخته مانده است." آنفولانزای اسپانیایی تا 50 میلیون نفر را در سراسر جهان به هلاکت رساند، که نزدیک به نیمی از آنها جوانان بالغ و سالم بودند. 

3- ويژگي ها

خوکها ممکن است به صورت همزمان با چند نوع ويروس متعلق به اين زنجيره شامل انواع انساني و نوع پرندگان آلوده شوند. اين حضور همزمان چند نوع ويروس امکان تبادل قطعات ژني بين ويروس ها را فراهم مي کند و منجر به پيدايش نوع جديدي از ويروس مي گردد. خطر اصلي اين ويروس نو پديد، آشنا نبودن سيستم ايمني بدن موجود زنده با عامل بيماريزاست که ميتواند عوارض وخيمي ايجاد کند. اين عوارض از يک سو عبارت است از گسترش سريع و بي رويه بيماري و از سوي ديگرشدت بيماريزايي و مرگ و مير وسيع آن است.

 ابتلاي انسان به آنفلوآنزاي خوکي معمولاً به صورت تک گير ونحوه انتقال آن تصادفي واز حيوان به انسان مي باشد، اما افزون بر مشاهدات آزمايشگاهي، شواهد تاريخي که از شيوع گسترده و دنياگير بيماري در سال 1918 وپس از آن دردهه 70 ميلادي وجود دارد نشانگر احتمال قوي انتقال بيماري از انسان به انسان است.

از آنجا که علائم بيماري و الگوي ابتلا فصلي آن به ساير عفونت هاي حاد تنفسي شباهت بسيار دارد، به جز در مواردي نظير مورد اخيرکه تبديل به خطري بالقوه از منظر بهداشت عمومي مي شود، ناشناخته باقي مي ماند.
علائم بيماري به طورمعمول، سردرد، سرفه، سرگيجه، تهوع واستفراغ مي باشد.

ويروس آنفلوآنزاي خوکي در برابر حرارت ناپايدار است و در دماي 70 درجه سانتي گراد از بين مي رود. اين موضوع به خوبي نشان مي دهد که چنانچه تهيه و فرآوري مواد غذايي تهيه شده از گوشت خوک مطابق راهنماي عمل استاندارد و جهاني آن باشد، موجب انتقال بيماري نخواهد بود و سرايت بيماري در همه حال از طريق قطرات تنفسي است.

خطر همه گيري جهاني تنها در صورتي شدت مي يابد که جهش قطعات ژني ويروسها منجر به توانايي ويروس در انتقال بلاواسطه انساني در ارتباطات روزمره معمولي شود، و اگر چنين شود پيش بيني آينده سلامتي و بهداشت در جهان سخت يا دقيقتر بگوييم ناگوار خواهد بود.

البته در ترسيم چنين آينده اي مسلماً عوامل باز دارنده بسياري نقش دارند. ویروس هایی که سبب بیماری در مناطقی از مکزیک و ایالات متحده شده اند، از نظر ژنتیکی پیدایش متشابهی دارند. این یک گونه حیوانی ویروس H1N1 است و توان بالقوۀ همه گیر شدن را در خود دارد، زیرا به  انسان ها سرایت می کند.

4- علايم و نشانه ها

 نشانه‌هاى قابل‌انتظار آنفولانزاى خوكی در انسان ها مانند نشانه‌هاى آنفلوانزاى فصلى انسان است.  حمله ناگهانى تب، بی حالی، در خود فرورفتن،  بى اشتهايى و سرفه كردن . همچنين تعدادی از افراد آلوده با آنفولانزاى خوكی دچار سردرد، سرماخوردگی، گلودرد، کوفتگی و درد مفصل، عطسه‌، ناراحتی تنفسی، سرخ شدن يا التهاب و آبریزش از بینی می گردند  . در مواردی نیز تهوع، و استفراغ و اسهال نیز گزارش شده است .


5- راههاي انتقال و شيوع

آنفلوآنزای خوکی از دهان و بینی منتقل می شود و یک بیماری مجاری تنفسی است با این وجود دانشمندان هنوز نمی دانند که گونه تازه H1N1 که در مکزیک پیدا شد، چگونه به انسان انتقال یافت.

 ويروس‌هاى آنفلوانزا خوکی می تواند به طور مستقیم از خوك‌ها به انسانها سرایت کند . آلودگى انسان با ويروس‌هاى انفلوانزای خوك‌ها در هنگامی که انسانها در کنار خوکها قرار می گیرند اتفاق می افتد از قبيل کار در انبارهاى خوكها و در  کشتارگاه دام ها و یا مراکز نگهداری و پرورش خوک ها .

 همچنين انتقال انسان  به انسان آنفولانزاى خوك مى تواند اتفاق بیفتد . اين به همان طريق آنفلوانزاى فصلى انسان ها اتفاق می افتد و انتقال انسان به انسان اساساً رو در رو و به وسيله سرفه كردن يا عطسه انسانها ی آلوده با ويروس آنفلوانزا اتفاق می افتد .
مردم با دست زدن به چيزهایی که  با ويروس‌هاى انفلوانزا خوکی آلوده است و سپس دست زدن به دهانشان ممكن است آلوده بشوند .

محققان هنوز اطلاعات کاملی را از نحوه انتقال ویروس آنفلوآنزای خوکی به دست نیاورده اند. سازمان بهداشت جهانی به تازگی برآورد خود مبنی بر سهولت انتقال این ویروس میان انسان ها منتشر کرده است. اگر با کسی در تماس هستید که سرماخوردگی دارد، با او دست ندهید و روبوسی نکنید. ویروس آنفلوآنزا در اماکن عمومی وجود دارد و تماس با سطوحی مانند دستگیره اتوبوس و صفحه کلید کامپیوتر به راحتی شما را آلوده می کند. اگر دستان خود را به دستگیره در یا اتوبوس زده اید، آن را به دهان و بینی خود نزنید.

 دانشمندان هنوز نمي‌دانند كه ويروس اين بيماري در صورت تماس زياد و طولاني مدت از بيمار به افراد سالم انتقال مي‌يابد يا اينكه حتي كوچكترين تماس مي‌تواند باعث انتقال ويروس شود. ويروسهاي آنفلوآنزا مي‌توانند تا چندين ساعت روي سطوح باقي بمانند و از دست و صورت بيماران منتقل شوند. طریقه شیوع این بیماری به هر صورت که باشد نتیجه این است که در حال حاضر بسیاری از کشورهای دنیا را در بر گرفته و انتظار می رود تمامی کشورها را در بر بگیرد.

 فراگيري گسترده اين ويروس در سطح جهاني نيز از خطرهاي ديگري است كه در مورد آن هشدار داده شده و سازمان بهداشت جهانی وارد شدن آن به مرحله شش یا شیوع جهانی را تایید کرده است.

 ويروس يادشده مي تواند از راه مسافران به ديگر كشورها نيز منتقل شود. مارگارت چان، رئيس سازمان بهداشت جهاني گفته بود که مشاهده بيماري خود مي تواند خطر بالقوه اي براي انتشار جهاني آن باشد. اين احتمال قوي است كه بسياري از مردم در برابر نوع جديد ويروس ايمن نباشند.

 بر اساس اعلام مركز پيشگيري از بيماري هاي واگير ايالات متحده، آنفلوانزاي خوكي از راه مواد غذايي منتقل نمي شود.

6- راههاي تشخيص

 براى تشخيص دادن انفولانزای خوکی يك آلودگى ، عموماً نمونه تنفسى احتياج است نمونه ها در ۴ تا ۵ روز اول بيمارى باید جمع گردد (يك شخص وقتى آلوده است ويروس را به احتمال زياد به اطراف پراکنده می کند ). با اين وجود، تعدای از اشخاص آلوده ، مخصوصاً بچه‌ها، ويروس را براى ۱۰ روز و یا بیشتر ممكن است انتقال دهند .

7- راههاي پيشگيري

 ويروس‌هاى H۱N۱ آنفولانزاى خوك بسیار متفاوت با ويروس‌هاى ۱N۱H انسان است ، بنابراين، واكسن‌های مورد استفاده براى انفلوانزاى فصلى انسان براى جلوگیری از ابتلا به ويروس‌هاى H۱N۱ آنفولانزاى خوكی نه در بدن خوک و نه در بدن انسان ایمنی ایجاد نمی کند. بنابراین تا زمان تهیه وتکسن این نوع آنفلوانزا صرفا می توان به توصیه های پزشکی و سازمانهای بهداشتی عمل کرد.

 پزشکان در پاسخ به اين سوال كه هر فرد چطور مي‌تواند از خود و خانواده‌اش در برابر اين بيماري مراقبت كند، اظهار می دارند: در حال حاضر بايد احتياط‌هاي معمول براي آنفلوآنزا را انجام داد كه شامل پوشاندن جلوي دهان و بيني به هنگام عطسه و سرفه كردن با يك دستمال كاغذي كه بايد پس از مصرف حتما دور انداخته شود و مخصوصا از عطسه كردن در كف دست بايد خودداري شود. دستهايتان را بايد مرتب بشوئيد و در صورت نبودن آب و صابون از ژل پاك كننده استفاده شود. اگر هم بيمار شده‌ايد در خانه بمانيد.

  همان طور که هوشیاری در برابر آلودگی برای پیشگیری از ابتلای شما و خانواده تان به بیماری ضروری است، در صورتی که خود مشکوک به ابتلا به آنفلوآنزا هستید، حتما هنگام عطسه و سرفه جلوی دهان و بینی خود را بگیرید. اگر دستمال به همراه ندارید، هنگام عطسه یا سرفه قسمت داخلی آرنج خود را در برابر دهان و بینی بگیرید تا دستانتان آلوده نشوند. احتیاط های معمول را به کار بندید. آنفلوآنزای خوکی مانند هر نوع سرماخوردگی دیگر از راه تماس سرفه و عطسه منتقل می شود. دست های خود را به طور مرتب بشویید. اگر آب و صابون در دسترس نیست، می توانید از ژل های تمیزکننده دست استفاده کنید.

  در مورد استفاده از ماسک برای پیشگیری از ابتلا و جلوگیری از شیوع این بیماری ‌مركز كنترل و پيشگيري امراض آمريكا معتقد است شواهد علمي كافي وجود ندارد كه تاييد كند كه ماسك واقعا در خارج از تاسيسات مراقبت‌هاي بهداشتي كاربرد دارد.

  در این قسمت نیز چند توصیه جدی به همراه موارد عملی برای جلوگیری از بیماری خطرناک آنفلوانزای خوکی آمده است:

1- دستهاي خود را مرتباً بشوييد: ذرات و قطرات کوچک ناشي از سرفه و عطسه بيماري را منتقل مي کنند. اين ذرات به دستهاي ما منتقل مي شوند و بعد هر چيزي را که ما لمس کنيم آلوده کننده مي شود.

راه صحيح دست شستن : به غير از پشت و روي دستها و انگشتان ، زير ناخنها ، بين انگشتان و دور مچها را به مدت کافي با آب گرم يا داغ کف مالي کنيد و بعد خوب بشوييد. دستهاي خود را نه تنها قبل از غذا خوردن و بعد از دستشويي رفتن بلکه بعد از استفاده کردن از حوله يا پوشاندن دهان بعد از سرفه يا عطسه بشوييد.درست است تعداد دفعات خيلي زياد مي شود درست مثل تعداد دفعاتي که اگر شما در اورژانش يا اتاق عمل مشغول به کارمي بوديد اين کار را انجام مي داديد.

2- وقتي عطسه يا سرفه مي کنيد دهان خود را بپوشانيد :اگر دستمال نداريد از شانه يا گودي آرنج خود استفاده کنيد.اگر اين ذرات به لباس يا يقه شما منتقل شوند خيلي بهتر است از اينکه در هوا و بين افراد ديگر انتشار يابند.بعد دستهاي خود را بشوييد. در ضمن اجسام صاف مثل سکه بيشتر از اجسام زبر و منفذدار مثل کاغذ ويروس را منتقل مي کنند.

3- در خانه بمانيد: اگر بيمار هستيد در خانه بمانيد و هميشه دستهاي خود را بشوييد تا ديگران را آلوده نکنيد.

4- صورت خود را لمس نکنيد: دستهاي خود را از غشاهاي مخاطي ( چشم- دهان - بيني ) دور نگه داريد چون ويروس از اين راه ها وارد بدن مي شود.

5- از افراد بيمار دوري کنيد.

6-  توصيه هاي سازمان جهاني بهداشت درصورت ابتلا به بيماري: درخانه بمانيد، استراحت بسيار، مصرف مايعات فراوان، پوشاندن دهان و بيني خصوصأ هنگام سرفه و عطسه، شستشوي مرتب دستها با آب و صابون، آگاه کردن افراد خانواده و فاميل از بيماري خود، مراجعه به پزشک در صورت شدت گرفتن علائم ؛ نظير تنگي نفس، ضعف و خستگي شديد، سردرد و سرگيجه شديد، استفراغ و تهوع غير قابل کنترل.

8- راههاي درمان

 واكسن‌های مختلفی در دسترس است كه خوك‌ها را در مقابل آنفلوانزاى خوکی ایمن می کند .اما در حال حاضر هيچ واكسنی كه بتواند برای انسانها در مقابل آنفلوآنزای خوکی ایمنی ایجاد کند در دسترس نیست .
 واكسن آنفلوانزاى فصلى ممکن است بر ضد H۳N۲ خوکی كمك کننده باشد ولی مطمئنا به ایمنی و پیشگیری از آنفلوآنزای خوکی نوع H۱N۱  کمک نخواهد کرد .

 چهار دارو ضد ويروس متفاوت وجود دارد كه براى استفاده در ايالات متحده براى معالجه آنفلوانزا پروانه‌دار هستند:  آمانتادين، amantadine, rimantadine, oseltamivir and zanamivir .  تا زمانیکه ویروس ها به این چهار دارو حساس بوده اند می شد از هر چهار دارو استفاده کرد ، اما  ويروس‌هاى آنفلوانزاى خوکی که جدیدا از  انسانها جدا كردند به آمانتادين و ریمانتادین مقاوم هستند . حالا اداره سلامت ايالات متحده ، CDC استفاده از” oseltamivir  “  و   “  zanamivir  ”    را  برای معالجه و یا پیشگیری از آنفلوآنزای خوکی پیشنهاد می کند . بر اساس اعلام “CDC”، دو داروي “Tamiflu” و “Relenza” كه داروهاي رايج براي مقابله با آنفلوانزا هستند، براي مقابله با تمام گونه هاي كنوني آنفلوانزاي خوكي نيز مؤثرند.

      داروهایی که در سال های گذشته برای درمان انواع قوی آنفلوآنزا تولید شده اند، توانایی خوبی برای کمک به مبتلایان به آنفلوآنزای خوکی دارند. در حقیقت همه گیری جهانی بیماری هایی مانند آنفلوآنزای مرغی و سارس در سال های گذشته آمادگی مراجع درمانی را برای مقابله با همه گیری های جدید افزایش داده است.

 این در حالی است که برخی از پزشکان معتقدند كه استفاده زياد از داروهاي ضد ويروسي مي‌تواند ميكروبها را به اين داروها مقاوم كند.

مقامات سازمان جهاني بهداشت در این زمینه گفته اند که ۴ تا ۶ ماه طول مي کشد تا اولين واکسن براي مبارزه با اين ويروس عرضه شود.

دکتر ریچارد بسر، جانشین مدیر مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها در جلسه توجیهی کاخ سفید در 26 آوریل گفت: "هرگاه ما شاهد ظهور یک گونه تازه آنفولانزا هستیم، کار خود را در صورت نیاز با تولید یک واکسن شروع می کنیم. ما ذخیره هایی از دانه ها ایجاد کرده ایم، ویروس را شناسایی کرده ایم  و گفتگوها در حال انجام هستند، پس به این ترتیب اگر تصمیم گرفته شود که باید واکسنی تولید  شود، ما می توانیم برای دستیابی به این هدف سریعاً اقدام کنیم."

9- وضعيت كودكان

بیماری آنفلوانزای خوکی در میان تمامی سنین شایع است. به علت ضعیف بودن سیستم ایمنی بدن کودکان و برخی از بیماران دارای سابقه بیماری های حاد، میزان خطرناک بودن هر نوع ببیماری در این دسته از افراد بسیار بیشتر پیش بینی می شود.

 البته لازم به ذکر است که هیچ گونه شواهدی مبنی بر اینکه آنفلوانزای خوکی در کودکان کشنده تر از سایر سنین باشد، وجود ندارد اما طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی میزان شیوع این بیماری طبق آمار کشورهای کانادا، شیلی،ژاپن،انگلیس و آمریکا در میان افراد نوجوان بین 12 تا 17 سال بسیار بیشتر است.

مراقبت هایی از قبیل مراجعه سریع به پزشک در صورت مشاهده اولین علائم آنفوانزای خوکی و بالا رفتن دمای بدن کودکان به بالاتر از 38 درجه سانتیگراد برای آنها اکیدا توصیه شده تا میزان ریسک این بیماری برای این سنین پایین بیاید.

همچنین اگر کودکی به آنفلوانزا مبتلا شد باید در منزل بماند و مراقبتهایی همانند برخورد با سایر آنفلوانزاها با وی صورت گیرد. باید مقدار زیادی مایعات بنوشند و در استراحت کامل به سر ببرند. با دستور پزشک داروهایی نیز باید مصرف کنند. البته مصرف آنتی ویروس برای کودکان تنها در صورتی موثر خواهد بود که فقط 48 ساعت از شروع علایم اولیه بیماری گذشته باشد. از آنجایی که آنتی ویروسها دارای عوارض جانبی نیز هستند فقط در صورت تجویز پزشک باید به کودکان داده شود.

10-  مبتلايان در جهان

 بیماری آنفلوانزای خوکی طی مدت بسیار کوتاهی و فقط در فاصله چند ماه تمام قاره ها را به تسخیر خود در آورد. مرجع رسمی اعلام آمار مبتلایان و مرگ و میرهای آنفلوانزای خوکی سازمان بهداشت جهانی است که به طور مرتب آمارها و گزارشات خود را روزآمد می کند. با دقت نمی توان گفت که میزان مرگ و میر و مبتلایان به این بیماری چقدر است زیرا هر دقیقه دامنه آن گسترش می یابد.

در حال حاضر بعد از مکزیکو سیتی‌ ملبورن به  “پایتخت آنفلوآنزای خوکی جهان”  بدل شده است.

 روزنامه “استرالین” نوشت بیماری آنفلوآنزای خوکی در طول سه هفته گذشته در این منطقه هزار برابر افزایش یافته است، بیش از همه مدارس در منطقه ملبورن را مبتلا کرده است و منطقه ویکتوریا را به بدترین نقطه جهان از لحاظ ابتلا به بیماری به ازای سرانه جمعیت بدل کرده است.
شایان ذکر است این آمارها مربوط به روزهای پیش است و تعداد آن تقریبا هر ثانیه افزایش پیدا می کند. معاون دبيركل سازمان بهداشت جهاني اعلام كرد در صورت شيوع بيماري آنفلونزاي خوكي يك سوم جمعيت جهان به اين بيماري مبتلا مي شوند.
 پزشکان معتقدند که با در نظر گرفتن شيوع بيماري هاي ديگر در گذشته به طور منطقي مي توان اينگونه نتيجه گيري كرد كه در صورت شيوع اين بيماري يك سوم مردم جهان مبتلا خواهند شد. در اين شرايط حتي اگر بيماري بسيار شديد هم نباشد تعداد زيادي از افراد به آن مبتلا مي شوند و حتي آمار مرگ و مير نيز بسيار بالا مي رود.

 شیوع گونه تازه آنفولانزا که در 22 مارس در منطقه شمال مرکزی مکزیک آغاز شد و تا این تاریخ در سراسر جهان گسترش یافته است، سازمان بهداشت جهانی  را وادار کرد تا این رویداد را یک وضعیت اضطراری برای بهداشت عمومی در سطح جهانی اعلام کند.
تا کنون مرگ بیش از هزار مبتلا به این بماری منتشر شده است.

    
11- شيوع و مبتلايان در ايران به همراه آمار مرگ و مير

 نخستین مورد ابتلا به آنفلونزای خوکی در ایران، در اواخر خردادماه تأیید شد. بیمار نوجوانی بود ایرانی‌تبار و مقیم آمریکا که اواخر خردادماه به همراه خانواده‌اش وارد تهران شد. او به هنگام ورود به کشور مورد معاینه و آزمایش قرار گرفت. پس از انجام آزمایش آلودگی این نوجوان ۱۶ ساله به ویروس H1N1 قطعی و پس از آن درمان آغاز شد.

اما فقط چند هفته بعد وزیر بهداشت و درمان از 23 نفر مبتلا به آنفلوانزای خوکی در ایران خبر داد ولی هنوز هیچ آماری در مورد مرگ بر اثر این بیماری در کشور گزارش نشده است. تا پایان هفته گذشته ، تعداد61 مبتلا به این بیماری شناسایی شده اند.
بنابر گفته مقامات بهداشتی در ایران تمام مبتلایان به این بیماری غیر از یک نفر همگی سابقه سفر به خارج از کشور داشته اند و این بیماری را با خود به ایران آورده اند.

 در این زمینه دكتر گويا درسمينار آنفلوآنزاي خوكي که در انستيتو پاستور ايران برگزار شد، با اشاره به ورود آنفلوانزاي خوكي به فاز 6 پاندمي افزود: طبق برآوردها طي دو سال، احتمالا حدود 10 ميليون و 500 هزار نفر تا 24 ميليون در كشورمان به اين نوع آنفلوآنزا مبتلا مي شوند که از اين تعداد 525 هزار تا يك ميليون و 225 هزار نفر نياز به بستري دارند و برآورد مي‌شود حدود 105 هزار تا 245 هزار نفر جان خود را از دست بدهند.

آنفلوآنزاي خوكي از حوالي نوروز در قاره آمريكاي شمالي و مركزي و سپس به تدريج در ديگر نقاط جهان گسترش يافت و در حال حاضر در فاز 6 پاندمي اين آنفلوآنزا به سر مي‌بريم.

 پاييز امسال از لحاظ آنفلوآنزاي خوكي بسيار هولناك خواهد بود و احتمال دارد در آينده با افزايش تعداد بيماران مبتلا به اين نوع آنفلوآنزا در كشور مواجه شويم. اين امر گريز ناپذير است به طوري که سرعت گسترش جغرافيايي اين بيماري چهار برابر پاندمي سال 1917 برآورد مي شود.

 قدرت انتقال آنفلوآنزاي خوكي 2 تا 3 برابر آنفلوآنزاي فصلي است. رييس مركز مديريت بيماريهاي واگيردار وزارت بهداشت می گوید: دليلي ندارد براي وقوع پاندمي منتظر زمستان باشيم. در مجموع ديرترين زمان بروز پاندمي در پاييز خواهد بود اما در زمان پاندمي اين بيماري حدود 98 درصد افراد بيمار خدمات بهداشتي درماني را از خارج از بيمارستان‌ها دريافت خواهند كرد و پيش بيني مي‌شود حدود 5 درصد مبتلايان نياز به بستري داشته باشند. همچنين حدود يك تا دو درصد كل افراد مبتلا فوت خواهند كرد و اين در حالي است كه اين عدد بسته به شدت بيماري و ارائه خدمات متغير خواهد بود.

  رييس مركز مديريت بيماري‌هاي واگيردار وزارت بهداشت، شايع‌ترين عارضه آنفلوآنزاي خوكي را ذات الريه عنوان كرد و گفت: به اين منظور موارد ذات الريه را در تمام بيمارستان‌هاي كشور بررسي مي‌كنيم. از طرف ديگر مواردي كه به علت آنفلوآنزاي خوكي جان خود را از دست داده‌اند بيشتر با تابلوي نارسايي شديد تنفسي و نارسايي كليوي و شوك جان خود را از دست داده‌اند. همچنين اكثريت موارد شديد اين بيماري در گروه‌هاي خاص از جمله افراد داراي بيماريهاي زمينه‌اي بوده است.

 دكتر گويا با بيان اينكه پاندمي موج‌هاي مختلفي دارد و حداقل دو سال گرفتار خواهيم بود، ادامه داد: طي دو سال بروز پاندمي، موج‌هاي مختلف آن بروز مي‌كند و هرموج 6 تا 8 هفته طول مي‌كشد و سپس فروكش مي‌كند.

 شدت هر كدام از اين موج‌ها متغير است اما انتظار مي‌رود شدت بيماري و همچنين تعداد مبتلايان در سال اول پاندمي بيشتر از سال دوم باشد. وي با بيان اينكه در فاز شش پاندمي جهاني آنفلوآنزاي خوكي انتقال پايدار انسان به انسان، مداوم و افزايشي است، ادامه داد: در اين فاز عمليات مهار ديگر بي‌فايده است. در اين فاز اقدامات موثر توسط نظام سلامت همه كشورها، كاهش موارد ابتلا، كاهش موارد شديد، كاهش موارد بستري، كاهش موارد نياز به خدمات ويژه و در نهايت كاهش مرگ و مير است چرا كه مهار در زماني موثر است كه بيماري كانون مشخصي داشته باشد.

      دكتر گويا با بيان اينكه داروي ضد ويروسي كافي براي آنفلوآنزاي خوكي در اختيار داريم، گفت: تاكنون واكسني كه مجوز گرفته باشد، براي اين ويروس تهيه نشده است. از طرف ديگر سازمان بهداشت جهاني معتقد است كه اين ويروس در شرايط فعلي نيازي به واكسيناسيون در سطح وسيع ندارد اما شايد لازم باشد براي گروه‌هاي خاصي از مردم و همچنين پرسنل بهداشتي درماني پيش‌بيني‌هاي لازم صورت گيرد.

12- اقدامات ملي و بين المللي برای مقابله با آنفلوانزای خوکی

کشورها و سازمانهای ملی و بین المللی به ویژه در زمینه بهداشت در ماههای اخیر و پس از شیوع بیماری آنفلوانزای خوکی تلاشهای بسیار زیادی برای مقابله با این بیماری به صورت پیشگیری افراد سالم و درمان افراد مبتلا به این بیماری انجام داده اند.
 در برخی از کشورها مدارس، موزه ها و کتابخانه ها بسته شده اند و به مردم توصیه شده است با یکدیگر دست ندهند و ظروف خود را مشترکا استفاده نکنند.
در برخی دیگر از کشورها کلیه رویدادهای سفر نیز معلق شده است. اقدامات قرنطینه داوطلبانه نیز در نقاطی از دنیا صورت گرفته است.
 
در همین راستا سازمان بهداشت جهانی  نیز به عنوان مهمترین سازمان بین المللی در زمینه بهداشت و سلامت تدابیری اندیشیده است.
 اعلام به موقع هشدارها در مورد همه گیری این بیماری از وظایف این سازمان است. کارشناسان و دانشمندانی که
ماه ژوئن  در وین گردهم آمدند، تصمیم گرفتند که آنفلوآنزای خوکی را پاندمی یا بیماری مسری جهانی بخوانند.

سازمان بهداشت جهانی برای اولین بار در چهل سال اخیر بیماری آنفلوآنزا را به عنوان پاندمی معرفی کرده و زنگ خطر همگیر شدن این بیماری را به صدا درآورده است. آنفلوانزا با شروع فصل سرما فراگیرتر می‌شود. اين اقدامات مي تواند دولت ها را با هدف محدود کردن گسترش آنفلوانزاي خوکي، به اعمال محدوديت هايي در زمينه تجارت، سفر و ساير زمينه ها رهنمون سازد.

   
13- اقدامات ايران برای مقابله با آنفلوانزای خوکی

 علاوه بر برگزاری سمینارهای مختلف برای بررسی جنبه های خطرناک این بیماری در داخل کشور، شرکت در جلسه اضطراري وزيران بهداشت كشورهاي مديترانه شرقي با هدف تصميم‌گيري درباره برگزاري حج عمره و تمتع در قاهره یکی دیگر از اقدامات ایران در این زمینه است.

در حال حاضر پنج شركت از كشورهاي فرانسه، انگلستان، آمريكا، سوئيس و آلمان در زمينه توليد اين واکسن فعاليت مي‌کنند و از اين بين، سه شرکت با ادعاي دست‌يابي به فن‌آوري توليد آن و کسب مجوز اوليه از سازمان بهداشت جهاني در حال مذاکره براي ثبت در کشورها هستند اما هنوز از ميزان اثربخشي و عوارض كاهش اين واكسن‌ها اطلاع دقيقي در دست نيست.

 با وجود دانش فني توليد واکسن آنفلوانزاي نوع آ در کشور، تنها مشکل موجود در اين راه را عدم دسترسي به مقادير کافي است. طرح توليد اين واكسن در ایران به صورت پروژه‌اي مشترك و ملي با سازمان بهداشت جهاني ادامه دارد که در حال حاضر در مرحله مذاكره براي اين پروژه مشترك هستند و پس از قدري پيشرفت در زمينه‌ توليد واكسن آنفلوانزاي فصلي، مي‌توان در خصوص آنفلوانزاي نوع آ (H1N1) هم قدم‌هاي خوبي برداشت.

 دكتر لنكراني وزیر بهداشت ایران با اشاره به وجود مقادير كافي داروي مورد نياز آنفلوانزاي نوع آ (H1N1) اسلتاميوير(تاميفلو) در کشور گفت: برخي از كشورها از اين داروها براي پيشگيري از اين بيماري استفاده كرده‌اند و هم‌اكنون با بحران مقاومت به دارو مواجه شده‌اند، از اين رو تاكيد ما بر مصرف دارو تحت پروتكل درماني است، البته داروي رده سومي به نام (رلنزا) هم به مقادير مورد نياز سفارش داده‌ شده است.

 وي، با بيان اين كه ايران از معدود كشورهايي است كه ماده اوليه داروي موثر بر آنفلوآنزاي نوع آ را در داخل توليد مي‌كند، گفت: هزينه تمام شده اين دارو يك سوم نوع وارداتي آن است. البته اقدامات ديگري از قبيل آماده‌سازي سيستم بهداشتي - درماني تخت‌هاي مراقبت ويژه و اتاق‌هاي ايزوله نيز براي بيماران احتمالي آنفلوآنزاي نوع آ در كشور در نظر گرفته شده است.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 12:20 توسط :: محمدکشتکار ::

اعتراض کتبی نسبت به  استاد درس جمعیت شناسی سوانح از طرف دوستانی که به نظر میاد نمرشون خوب نشده انجام گرفت تا ببینیم چه شود.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 23:13 توسط :: محمدکشتکار ::

تمام نمرات اعلام شده.دوستان اگه نمرات را مشاهده نکردید رایانه راریفریش کنید.(دکمه کنترل-اف۵رابزنید.)




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 23:8 توسط :: محمدکشتکار ::

به نظر من کسی که روش تدریس وارد نیست یا باید از تدریس بکشه کنار یا اینکه غرور خودش را کنار بذاره و انواع روش های تدریس را مطالعه کند.کسی که اهل علم باشه نباید کینه در دلش راه داشته باشه.نظر شما چیه؟




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 23:5 توسط :: محمدکشتکار ::

سالروز ولادت منجي عالم بشريت،حضرت مهدي(عج)مباركباد.



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 7:46 توسط :: محمدکشتکار ::

واژه کوار به چه معناست؟                                                                    

بر اساس فرهنگ هاي مختلف ادبي کلمه " کوار" به معني سبد و سرسبزي و... است درکتاب فرهنگ معين و فرهنگ عميد واژه کوار را به سبد بزرگي که در آن ميوه بريزند معني کرده اند و درجاي ديگرکلمه کوار به سبزي خوردن وتره معني شده است.

 کوار به روايت تاريخ :

 كتاب برهان قاطع نوشته محمد حسين ابن خلف تبريزي تأليف سال 1062 هجري قمري در جلوي كلمه كوار نوشته است : كوار نام قصبه اي است از مضافات شيراز كه بلوكي از ولايات مركزي فارس است بين ناحيه قشقايي و خسمه لارستان . اين معاني حاكي از اين است كه اين منطقه قبل از نامگذاري در روزگاران قديم منطقه اي سرسبز و آبــاد بـوده است كه درختان ميوه و گلهاي مختلف در آن مي روئيده است بـه طوري كه با سبد ميوه هاي آن به جـاهاي مختلف مي بــرده اند به همين دليل آن را كــوار ناميده اند .

 ويژگي هاي جغرافيايي :

 کوار به عنوان يکي از بخش هاي شهرستان شيرازدر45 کيلومتري جنوب غربي آن واقع شده وبه سرعت در حال توسعه وگسترش در ابعاد مختلف بوده وبه لحاظ موقعيت جغرافيايي ونزديکي آن به مرکزاستان مي تواند جايگاه قابل توجهي در استان داشته باشد . اين بخش داراي استعدادهاي بالقوه در بخشهاي کشاورزي و صنعت است که در صورت برنامه ريزي و هدايت صحيح و به فعليت رساندن اين استعدادها مي تواند آينده درخشاني را در پيش رو داشته باشد . بخش کوار با مساحتي بالغ بر 1083 کيلومتر مربع نزديک 9% از مساحت استان فارس را در اختيار دارد . جمعيت كوار بالغ بر 104850 نفر است كه جمعيت روستايي آن 73850 نفر و جمعيت شهري آن 31000 نفر مي باشد . اين منطقه ازشمال با بخش مرکزي از جنوب با جهرم و از غرب با فيروزآباد و از شرق با سروستان هم مرز مي باشد و در موقعيت 11 درجه و 29دقيقه عرض جغرافيايي و 42 درجه و 52 دقيقه طول جغرافيايي شرقي قرار گرفته است و داراي آب و هواي معتدل مديترانه اي است . متوسط بارش در اين منطقه 300 ميليمتر مي باشد

آثار تاريخي بند بهمن ، تپه ي شاه غيب ( كاخ ساساني ) ، به دوره ساساني باز مي گردد . قبور امام زادگاني همچون امامزاده ابوالقاسم ، امام زاده سيد محمد ، امام زاده سيد احمد و امامزاده شاه ابوالخير تقدس خاصي به اين منطقه داده است . منطقه كوار اين سعادت را داشته است كه سهم خود را در رشد و نمو  و بقاء انقلاب اسلامي با تقديم بيش از  530 شهيد ادا نمايد كه با توجه به جمعيت ، مقام اول تقديم شهدا در كشور را دارا مي باشد .

 آب و هوا کوهستانی است واطراف کوار را رشته کوههایی از امتداد زاگرس فراگرفته است.تابستان های نسبتاًگرم وزمستان سرد دارد.

 وضعیت ساخت وسازهادر کوار را به سه دوره تقسیم می نمایم:

 دوره اول:

 شالوده ها از سنگ پر می شد.دیوارهای خانه باخشتی  خام که از گل رس وآب تهیه شده بودودرقالب های چوبی به شکل مربع درآمده بودساخته می شدوقطر دیوارها را به سبب جلوگیری ازنفوذ سرما در زمستان وتحمل چوب های سقف ووزن پشت بام  وجلوگیری از دستبرد دزدان ضخیم می ساختندودرب ودریچه ها را کوچک می گرفتند.درهر خانه چند طاقچه که گاهی جهت انار آذوقه مثلاًخشکبار بود درنظر می گرفتند.هرسال مردان طبق رسوم وجهت مقاوم شدن پشت بام در مقابل نفوذ آب باران وبرف  با استفاده از گل وآب وکاه ؛گل اندود می کردند.زنان روستا نیز در هنگام عید داخل خانه ها را با مخلوطی ازگچ وآب که به آن دوغاب می گفتند اندود می کردندوسرتا پای خودشان نیز از دوغاب سفید می شد.

برای خانه معمولاًکرسی درنظر نمی گرفتندوراهرو نیز نداشت بلکه اطاق ها را درکنار هم می ساختند ورعایت شمال وجنوب نیز بعلت عدم اطلاع مردم مد نظرشان نبود.

خانه دوطبقه انگشت شمار بودوحیاط ها بزرگ ودر هرحیاط تعدادی مرغ وگاو ومیش وبز در قسمت عمومی حیاط همرا با انبار علوفه که به آن کاه دونی می گفتند وجود داشت.

برای روشنایی و گرم کردن خانه ها از هیزم کوههای اطراف ونفت وچراغ علاالدین وفانوس استفاده می کردند.

ساخت سقف خانه ها با استفاده ازدرختان باغ های روستاها بود واطراف سقف  اطاق ها را چوبهای کوچکی می گذاشتند وبااصطلاح بشمه جهت جلوگیری از ریزش آب باران در خانه ودریچه ها درست می کردند.

معبر عمومی مثل مسجد،حمام،مدرسه در یکجا متراکم هستندومعابر تنگ و امداد رسانی مشکل بود ودر صورت بروز حادثه تلفات بعلت نوع مصالح زیاد می شد.

 دوره دوم:

 با راه اندازی کورههای آجرپزی کوار مردم از آجر استفاده کردندولی اصول مهندسی مقاوم سازی ومصرف بهینه سوخت بعلت نداشتن سوادکافی رعایت نشدتاجایی که متراژاطاق ها وارتفاع سقف را زیاد گرفتند همراه با طول وعرض دریچه های بزرگ که بعداً با مشکل مواجه شدند.

سقف خانه ها را با استفاده از تیرآهن وآجرفشاری وگچ جهرم طاق ضربی زدندواز ملا ت شفته وآجر جهت دیوار سازی استفاده کردند.

پوشش سقف خانه ها ازقیر وگونی استفاده شد ورعایت ساخت خانه ها درجهت آفتاب گیر بودن به مقدار زیاد رعایت شد.

معابر عمومی هنوز کوچک وبعضی جاها امداد رسانی سخت می باشد.

 دوره سوم:

 نسلی که امروز در ساخت وساز دقت فراوان می شود وبا نظارت مهندس ناظر واستفاده ازبتن ومیلگردو... می باشد.

پوشش سقف خانه ها از ایزوگام است وبیشتر سقف ها بجای طاق ضربی از سقف سبک یا بتن آرمه می باشد.

مساحت اطاق ها کوچک،دریچه ها معمولاًدوجداره،ارتفاع دیوارها کم وحیاط ها را کوچک در نظر می گیرند.

قسمت های عمومی مانند مرغداری وگاوداری و...به گاوداری ها ومرغداری های بیرون از خانه های مسکونی منتقل شده اند.

خانه ها را اکثراً دو طبقه یا بیشتر ساخته اند.سیستم گرمایشی وسرمایشی مناسب تر شده است.خانه ها درمقابل زلزله مصون ترند.

عرض معبر عمومی زیادتر شده ومکان های عمومی مثل مدرسه،مسجد،حسینیه ومغازه ها در جاهای مختلف پراکنده شده اند درنتیجه امداد رسانی بهتر صورت می گیرد.

 

نتیجه گیری:

 با توجه به درنظر گرفتن رفاه عمومی و بالا رفتن سطح زندگی جوامع گوناگون زندگی در دوره سوم کوار بنا به دلایل بهداشتی ورعایت اصول ساخت وساز ومصرف بهینه انرژیها و مبارزه با سوانح بهتر می باشدومردم با آرامش بیشتری زندگی می کنند.

 پل قدیمی کوار

ايـن پــل در يك كيلومتري کــوار و در مسيـر قـديمي شيراز ـ فيروزآباد كه بـه كناره خليج فــارس منتهي مي شد، روي رودخانه " قره آقاج " بنا شده و ظاهراً بناي اوليه آن به دوره ساساني تعلق دارد كه در دوره هاي بعد به ويژه دوره صفويه و قاجاريه بــازسازي شده است. پل کوار 125 متر طول، 30/10 مترارتفاع و 80/3 متر عرض ( با احتساب جان پناه ها ) و شش دهانه به ابعاد مختلف داشت كه امروزه  دو دهانه مياني آن فرو ريخته است. پايه ها در جهت بالا دست و پايين دست داراي موج شكن هاي نوك تيز است كه شكل هاي آنها با توجه به شالوده صخره اي و بازسازي هاي صورت گرفته ، متفاوت است. مصالح مورد استفاده ، قطعات سنگ هاي طبيعي به اشكال و ابعاد مختلف و ملات ساروج است.

پايه هاي پل هر كدام جداگانه بر روي صخره هاي طبيعي بستر رودخانه قرار گرفته و به همين جهت، نقشه پل متناسب با موقعيت اين صخره ها در بستر رودخانه شكل گرفته است. چنين ساختار و شالوده اي، سبب استحكام و ماندگاري زياد پل کوار شده است. در قسمت انتهاي جنوبي پل و ميانه ي پايه ، متكي به صخره كناره رودخانه و نيز روي اولين پايه انتهاي  شمالي پل اتاقي قرار دارد كه دسترسي به آنها در مواقع كم آبي از روي صخره بستر رودخانه و توسط چند پله صورت مي گيرد. اين اتاق ها جهت اطراق و استراحت مسافران يا اقامت محافظان پل مورد استفاده بود.

         




لينك ثابت نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 23:32 توسط :: محمدکشتکار ::

انتخابات تمام شد.عجب شور وحالی داشتند همکلاسی ها!امتحانات نیز از تاریخ ۰۶/۰۴/۸۸شروع می شود.امیدوارم دوستان وقت مطالعه داشته باشندوفارغ از مسائل سیاسی به امتحانات فکر کنند چرا که پایان دوره کارشناسی از همه چیز مهمتر است و وقت بسیار با ارزش.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 15:47 توسط :: محمدکشتکار ::

بر ما دانشجویان است که در جهت آگاه سازی اقشار دیگر نسبت به کاندیداهها با دلایل علمی وعقلی تلاش بیشتری داشته باشیم.دراین راستا نظرات خود را بنویسید تا در وب قرار داده ودیگران نیز آگاه نماییم.

۱- مهندس میر حسن موسوی

۲- دکتر احمدی نژاد

۳- حجت الاسلام کروبی

۳- دکتر محسن رضایی

کدام را تایید می نمایید.چرا؟؟؟




لينك ثابت نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 17:29 توسط :: محمدکشتکار ::


نقشه آرا استان های ایران در انتخابات نهم

در انتخابات ریاست جمهوری دور نهم هر کاندیدا در هر استان کشور آرا متفاوتی به دست آورد. نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران برای اولین بار به دور دوم کشیده شد و محمود احمدی نژاد برنده نهایی انتخابات شد. برخی از کارشناسان پیش بینی می کنند که دوره دهم نیز مانند دوره پیش، دو مرحله ای خواهد بود. به نظر می رسد بررسی انتخابات نهم برخی از زوایای تاریک تمایل آرا ملت به کاندیدای خاص را روشن تر می کند.



آذربایجان شرقی
دور اول
واجدان شرایط: 2 میلیون و 668 هزار و 505 نفر
کل آرا: 1376477 نفر
درصد مشارکت: 51.5 درصد
اول: محسن مهر علیزاده 378604 رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی 268954 رای
سوم: محمود احمدى نژاد 198417
چهارم: مصطفى معین 190211
پنجم: محمد باقر قالیباف 122160
ششم: مهدى کروبى 121969
هفتم: على اردشیر لاریجانى 28075

دور دوم
کل آرا: 1232255 نفر
درصد مشارکت: 46.2 درصد
محمود احمدی نژاد : 837660 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 364110 رای

آذربایجان غربی
دور اول
واجدان شرایط: 1 میلیون و 916 هزار و 929 نفر
کل آرا: 843806 رای
درصد مشارکت: 44.02 درصد

اول: محسن مهر علیزاده 163091
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی 151525
سوم: مصطفى معین 146941
چهارم: محمد باقر قالیباف 141289
پنجم: مهدى کروبى 99766
ششم: محمود احمدى نژاد 75319
هفتم على اردشیر لاریجانى 15435

دور دوم
شرکت کنندگان: 712114 نفر
محمود احمدی نژاد : 428558 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 250186 رای 


اردبیل
دور اول
واجدان شرایط: 908 هزار و 794 نفر
کل آرا: 490450 نفر
درصد مشارکت: 53.9 درصد
اول: محسن مهر علیزاده 111465
دوم: محمد باقر قالیباف 106272
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانی 95450
چهارم: مصطفى معین 67134
پنجم: مهدى کروبى53906
ششم: محمود احمدى نژاد 34095
هفتم: على اردشیر لاریجانى 7766

دور دوم
کل آرا: 445352 نفر
درصد مشارکت : 49 درصد
محمود احمدی نژاد : 280266 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 154591 رای 

اصفهان
دور اول
کل آرا: 1837137
واجدان شرایط: 3 میلیون و 153 هزار و 318 نفر
درصد مشارکت: 58.2 درصد

اول: محمود احمدى نژاد 801635
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی 260858
سوم: محمد باقر قالیباف 198409
چهارم: مهدى کروبى 196512
پنجم: مصطفى معین 196261
ششم: على اردشیر لاریجانى 73452
هفتم: محسن مهر علیزاده 30325

دور دوم
کل آرا:1107212
درصد مشرکت: 35.2 درصد
محمود احمدی نژاد : 708303 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 300693 رای

ایلام
دور اول
واجدان شرایط: 372 هزار و 264 نفر
کل آرا: 299396 نفر
درصد مشارکت: 80.43 درصد

اول: مهدى کروبى 108627
دوم: مصطفى معین 562526
سوم: محمد باقر قالیباف 41082
چهارم: اکبر هاشمى رفسنجانی 40580
پنجم: محمود احمدى نژاد 33383
ششم: على اردشیرلاریجانى 6783
هفتم: محسن مهرعلیزاده 3026

دور دوم
شرکت کنندگان: 248513 نفر
محمود احمدی نژاد: 127258 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 113838 رای

بوشهر
دور اول
واجدان شرایط: 581 هزار و 434 نفر
کل آرا 420579 نفر
درصد مشارکت: 72.3 درصد
اول: مهدى کروبى 98148
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی 97412
سوم: محمود احمدى نژاد 82376
چهارم: مصطفى معین 68457
پنجم: محمد باقر قالیباف 46962
ششم: على اردشیر لاریجانى 8207
هفتم: محسن مهرعلیزاده 4942

دور دوم
شرکت کنندگان: 386570 نفر
محمود احمدی نژاد : 215750 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 161654 رای 

تهران
دور اول
کل آرا: 5241732 نفر
واجدان شرایط: هشت میلیون و 231 هزار و 230 نفر
درصد مشارکت: 63.7 درصد

اول: محمود احمدى نژاد با یک میلیون و 500 هزار و 829 رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى یک میلیون و 274 هزار و 276 رای
سوم: مصطفى معین 648598
چهارم: محمد باقر قالیباف 614381
پنجم: مهدى کروبى 415187
ششم: محسن مهرعلیزاده 281748
هفتم: على اردشیر لاریجانى 246167

دور دوم
کل آرا: 3654801 نفر
درصد مشارکت: 44.4 درصد
محمود احمدی نژاد: 2174734 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 1390839 رای

چهارمحال و بختیاری
دور اول
واجدان شرایط: 583 هزار و 59 نفر
کل آرا 378115 نفر
درصد مشارکت: 64.8 درصد
اول: محمود احمدى نژاد 90960
دوم: مهدى کروبى 75044
سوم: محمد باقر قالیباف 64068
چهارم: اکبر هاشمى رفسنجانى 59521
پنجم: مصطفى معین 48357
ششم: على اردشیر لاریجانى 23127
هفتم: محسن مهر علیزاده 5051

دور دوم
کل آرا : 375193 نفر
درصد مشارکت: 64.3 درصد
محمود احمدی نژاد : 269374 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 99346 رای 

خراسان شمالی
دور اول
واجدان شرایط: 560 هزار و 556 نفر
کل آرا : 356207 نفر
درصد مشارکت: 63.5 درصد
اول: محمد باقر قالیباف 100091
دوم: مهدى کروبى 89551
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانی 70407
چهارم: مصطفى معین 37330
پنجم: محمود احمدى نژاد 22954
ششم: على اردشیر لاریجانى 16900
هفتم: محسن مهر علیزاده 8209

دور دوم
شرکت کنندگان: 266040 نفر
محمود احمدی نژاد : 176396 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 85976 رای


خراسان جنوبی
دور اول
واجدان شرایط: 270 هزار و 127 نفر
کل آرا: 260879 نفر
درصد مشارکت: 96.58 درصد
اول: محمود احمدى نژاد 101638 رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 56981
سوم: محمد باقر قالیباف 49043
چهارم: مصطفى معین 39276
پنجم: مهدى کروبى 27750
ششم: على اردشیر لاریجانى 5716
هفتم: محسن مهرعلیزاده 4958

دور دوم
کل آرا: 266047 نفر
درصد مشارکت:98.5 درصد
محمود احمدی نژاد : 176396 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 85976 رای

خراسان رضوی
دور اول
کل آرا: 2,591,557 رای
واجدان شرایط: 3 میلیون و 750 هزار و 408 نفر
درصد مشارکت: 69.1 درصد

اول: محمد باقر قالیباف 877665
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 527707
سوم: محمود احمدى نژاد 377732
چهارم: مصطفى معین 325281
پنجم: مهدى کروبى 297967
ششم: على اردشیر لاریجانى 78976
هفتم: محسن مهرعلیزاده 33488

دور دوم
کل آرا: 2335945 نفر
در صد مشارکت : 62.3 درصد
محمود احمدی نژاد : 1490064 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 804328 رای

خوزستان
دور اول
واجدان شرایط: 2 میلیون و 834 هزار و 721 نفر
کل آرا: 1561565 نفر

درصد مشارکت: 55.09 درصد
اکبر هاشمی رفسنجانی با 319883 رای رتبه دوم
محمود احمدی نژاد با 224427 رای رتبه سوم

دور دوم
شرکت کنندگان: 1452786 نفر
محمود احمدی نژاد: 882682 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 518621 رای

زنجان

دور اول
واجدان شرایط: 712 هزار و 833 نفر
کل آرا: 465134 نفر
درصد مشارکت: 65.2 درصد
اول: اکبر هاشمى رفسنجانى 110698
دوم: محمود احمدى نژاد 93309
سوم: محمد باقر قالیباف 71365
چهارم: مصطفى معین 68649
پنجم: مهدى کروبى 62845
ششم: على اردشیر لاریجانى 22869
هفتم: محسن مهر علیزاده 18568

دور دوم
کل آرا: 435106 نفر
درصد مشارکت: 61 درصد
محمود احمدی نژاد : 294155 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 132566 رای

سمنان
دور اول
واجدان شرایط: 402 هزار و 278 نفر
کل آرا 295598 نفر
درصد مشارکت: 73.8
اول: محمود احمدى نژاد 98024 رای
دوم: اکبر هاشمى بهرمانى 69773
سوم: محمد باقر قالیباف 37059
چهارم: مصطفى معین 26572
پنجم: مهدى کروبى 25899
ششم: على اردشیر لاریجانى 20190
هفتم: محسن مهر علیزاده 3873

دور دوم
کل آرا: 298616 نفر
درصد مشارکت: 74.2 درصد
محمود احمدی نژاد :214059 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 78167 رای

سیستان و بلوچستان
دور اول
واجدان شرایط: 1 میلیون و 174 هزار و 729 نفر
کل آرا: 870561 نفر
درصد مشارکت : 74.4 درصد
اول: مصطفى معین 479125 رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 155147 رای
سوم: مهدى کروبى 77017 رای
چهارم: محمد باقر قالیباف 68605 رای
پنجم: محمود احمدى نژاد 47743 رای
ششم: على اردشیر لاریجانى 24954 رای
هفتم: محسن مهر علیزاده 7312 رای

دور دوم
کل آرا: 748993 نفر
درصد مشارکت : 63.7 درصد
محمود احمدی نژاد : 332316 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 407063 رای 

فارس
دور اول
کل آرا 1840336 نفر
واجدان شرایط: 2 میلیون و 999 هزار و 70 نفر
درصد مشارکت: 61.3 درصد
اول: مهدى کروبى546633 رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 403074 رای
سوم: محمد باقر قالیباف 273542 رای
چهارم: محمود احمدى نژاد 242535 رای
پنجم: مصطفى معین 217122 رای
ششم: على اردشیر لاریجانى 61383 رای
هفتم: محسن مهر علیزاده 22440 رای

دور دوم
شرکت کنندگان: 1747874 نفر
درصد مشارکت: 58.2 درصد
محمود احمدی نژاد: 998693 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 706898 رای

قزوین
دور اول
واجدان شرایط: 753 هزار و 729 نفر
کل آرا: 521788 نفر
درصد مشارکت: 69.2 درصد
اول: محمود احمدى نژاد 118414 رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 108928 رای
سوم: مهدى کروبى 81569 رای
چهارم: محمد باقر قالیباف 77399 رای
پنجم: مصطفى معین 68366 رای
ششم: محسن مهر علیزاده 24649 رای
هفتم: على اردشیر لاریجانى 18078 رای

دور دوم
کل آرا: 505443 نفر
درصد مشارکت: 67 درصد
محمود احمدی نژاد : 367874 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 128610 رای

قم
دوره اول
واجدان شرایط: 622 هزار و 991 نفر
کل آرا: 479777 نفر
درصد مشارکت: 77 درصد
اول: محمود احمدى نژاد 256110 رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 104004 رای
سوم: مصطفى معین 27824 رای
چهارم: محمد باقر قالیباف 25792 رای
پنجم: مهدى کروبى 25282 رای
ششم: محسن مهر علیزاده 14451 رای
هفتم: على اردشیر لاریجانى 10894 رای

دور دوم
کل آرا: 482845 نفر
درصد مشارکت: 77.5 درصد
محمود احمدی نژاد : 352019 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 120586 رای 

کردستان
دور اول
واجدان شرایط: 1 میلیون و 32 هزار و 306 نفر
کل آرا 385776 نفر
درصد مشارکت: 37.3 درصد
اول: مهدى کروبى 111249 رای
دوم: مصطفى معین 92884 رای
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 54004 رای
چهارم: محمد باقر قالیباف 48913 رای
پنجم: محمود احمدى نژاد 22353 رای
ششم: محسن مهر علیزاده 10261 رای
هفتم: على اردشیر لاریجانى 7785 رای

دور دوم
شرکت کنندگان: 257643 نفر
محمود احمدی نژاد : 127808 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 109170 رای

کرمان
دور اول
واجدان شرایط: 1 میلیون و 527 هزار و 504 نفر
کل آرا: 1 میلیون و 191 هزار و 94 نفر
درصد مشارکت: 79.9 درصد
اول: اکبر هاشمى رفسنجانی 480271
دوم: على اردشیر لاریجانى 2212219
سوم: مهدى کروبى 152764
چهارم: محمود احمدى نژاد 129284
پنجم: محمد باقر قالیباف 112056
ششم: مصطفى معین 52896
هفتم: محسن مهر علیزاده 9697

دور دوم
شرکت کنندگان: 1189325 نفر
محمود احمدی نژاد : 603117 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 570538 رای

کرمانشاه
دور اول
واجدان شرایط: 1 میلیون و 381 هزار و 564 نفر
کل آرا 765189 نفر
درصد مشارکت: 55.4 درصد
اول: مهدى کروبى 254780 رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 137010
سوم: محمد باقر قالیباف 115439
چهارم: مصطفى معین 106804
پنجم: محمود احمدى نژاد 70117
ششم: على اردشیر لاریجانى 22033
هفتم: محسن مهرعلیزاده 12516

دور دوم
کل آرا: 676011 نفر
درصد مشارکت : 48.9 درصد
محمود احمدی نژاد : 343319 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 332692 رای

کهکیلویه و بویراحمد
دور اول
با 405 هزار و 294 نفر
کل آرا 315760 نفر
درصد مشارکت : 77.9 درصد
اول: مهدى کروبى 96459 رای
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 56154
سوم: محمد باقر قالیباف 52259
چهارم: مصطفى معین 50954
پنجم: محمود احمدى نژاد 34396
ششم: على اردشیر لاریجانى 20306
هفتم: محسن مهرعلیزاده 1572

دور دوم
کل آرا: 308415 نفر
درصد مشارکت : 76 درصد
محمود احمدی نژاد : 188461 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 114874 رای

گلستان
دور اول
واجدان شرایط: 1 میلیون و 98 هزار و 479 نفر
کل آرا ۷۲۲۹۲۲ نفر

درصد مشارکت: 65.81 درصد
اول: مهدى کروبى 193570
دوم: مصطفى معین 156862
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 155498
چهارم: محمد باقر قالیباف 87522
پنجم: محمود احمدى نژاد 56776
ششم: على اردشیر لاریجانى 42334
هفتم: محسن مهر علیزاده 8283

دور دوم
شرکت کنندگان: 664958 نفر
محمود احمدی نژاد : 356619 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 294626 رای

گیلان
دور اول
واجدان شرایط: 1 میلیون و 818 هزار و 535 نفر
کل آرا 1061955 نفر
درصد مشارکت: 58.4 درصد
اول: اکبر هاشمى رفسنجانى 215478 رای
دوم: مهدى کروبى 203941
سوم: مصطفى معین 182321
چهارم: محمد باقر قالیباف 171562 رای
پنجم: محمود احمدى نژاد 149026 رای
ششم: على اردشیر لاریجانى 50070 رای
هفتم: محسن مهرعلیزاده 33996 رای

دور دوم
کل آرا: 1064244 نفر
درصد مشارکت: 58.5 درصد
محمود احمدی نژاد : 684794 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 351039 رای

لرستان
دور اول
واجدان شرایط: 1 میلیون و 215 هزار و 47 نفر
کل آرا 816195 نفر
درصد مشارکت : 67.2 درصد
اول: مهدى کروبى 440247
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 121130
سوم: محمد باقر قالیباف 70225
چهارم: محمود احمدى نژاد 69710
پنجم: مصطفى معین 53747
ششم: على اردشیر لاریجانى 31169
هفتم: محسن مهر علیزاده 6865

دور دوم
شرکت کنندگان: 734016 نفر
درصد مشارکت : 60.4 درصد
محمود احمدی نژاد : 364790 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 350650 رای

مازندران
دور اول
واجدان شرایط: 2 میلیون و 109 هزار و 547 نفر
کل آرا : ۱۳۷۵۲۴۶ نفر
درصد مشارکت: 65.1 درصد
اول: على اردشیر لاریجانى 464891
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 311949
سوم: محمود احمدى نژاد 159291
چهارم: مصطفى معین 148408
پنجم: محمد باقر قالیباف 116763
ششم: مهدى کروبى 103229
هفتم: محسن مهر علیزاده 18467

دور دوم
شرکت کنندگان: 1376615 نفر
محمود احمدی نژاد : 888878 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 461207 رای

مرکزی
دور اول
واجدان شرایط: 971 هزار و 865 نفر
کل آرا 603433 نفر
درصد مشارکت: 62 درصد
اول: محمود احمدى نژاد 161669
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 143118
سوم: مهدى کروبى 104522
چهارم: محمد باقر قالیباف 71828
پنجم: مصطفى معین 65592
ششم: على اردشیر لاریجانى 17258
هفتم: محسن مهر علیزاده 14058

دور دوم
شرکت کنندگان: 589287 نفر
محمود احمدی نژاد : 410726 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 166887 رای

هرمزگان
دور اول
واجدان شرایط: 788 هزار و 45 نفر
کل آرا: 617054
درصد مشارکت: 78.3 درصد
اول: مهدى کروبى 177413 رای
دوم: مصطفى معین 153648
سوم: محمود احمدى نژاد 80154
چهارم: على اردشیر لاریجانى 78161
پنجم: اکبر هاشمى رفسنجانی 75601
ششم: محمد باقر قالیباف 25326
هفتم: محسن مهر علیزاده 9679

دور دوم
شرکت کنندگان: 531889 رای
محمود احمدی نژاد : 317374 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 200921 رای

همدان
دور اول
واجدان شرایط:1 میلیون و 317 هزار و 448 نفر
کل آرا : 821337 نفر
درصد مشارکت: 62.3 درصد
اول: مهدی کروبى 218018 رای
دوم: محمود احمدى نژاد 195030
سوم: اکبر هاشمى رفسنجانى 175997
چهارم: مصطفى معین 84424
پنجم: محمد باقر قالیباف 72976
ششم: على اردشیر لاریجانى 24002
هفتم: محسن مهر علیزاده 20496

دور دوم
شرکت کنندگان: 757768 نفر
محمود احمدی نژاد : 533476 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی: 209295 رای

یزد
دور اول
واجدان شرایط: 623 هزار و 809 نفر
کل آرا 474218 نفر
درصد مشارکت: 76 درصد
اول: محمود احمدى نژاد 175
دوم: اکبر هاشمى رفسنجانی 77924
سوم: محمد باقر قالیباف 66892
چهارم: مصطفى معین 60510
پنجم: مهدى کروبى 58132
ششم: على اردشیر لاریجانى 9317
هفتم: محسن مهر علیزاده 5186

دور دوم
کل آرا: 470923 نفر
درصد مشارکت: 75.4 درصد
محمود احمدی نژاد : 311654 رای
اکبر هاشمی رفسنجانی : 144906 رای

منبع:http://www.havadar.ir



لينك ثابت نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 17:23 توسط :: محمدکشتکار ::

 اگر تاجری بخواهد مدت کوتاهی به مسافرت برود لازم می داند که جانشین و نماینده ای معین کند. رئیس هر اداره و وزیر هر وزارت خانه، معاونی تعیین می کنند تا در غیاب آنان به کارها رسیدگی نماید و قطعا حق انتخاب این معاون نیز با خود آنهاست. زیرا بهتر می دانند که چه شخصی از عهده این کارها بر می آید. آیا امر رسالت الهی ساده تر از این مسایل است؟ آیا رساندن پیام خدا و پیگیری راه او از این قانون مستثنی است؟ مسلما نه.

اگر رییس اداره ای جانشین معین نکند و  در غیاب او  هرج ومرج ایجاد شود و در انجام امور کم کاری پیدا شود، قطعآ همه شخص رییس را مسوول می دانند. زیرا او می بایست این وضع را پیش بینی  نموده و برای جلوگیری از آن راهی معین می کرد.

درتمام قوانین اساسی ممالک انسانی نیز این اصل پیش بینی شده است. چگونه می شود در تز مترقی اسلامی به این امر بسیار مهم توجه نشده باشد؟ ایا این اعتقاد یعنی انتصابی نبودن امامت، ناقص فرض کردن اسلام نیست؟ آیا خداوند نمی دانسته عدم تعیین امام چه مشکلاتی را ایجاد می کند؟  آیا شخص پیامبر دارای قدرت پیش بینی نبوده  و لذا هم خدا و هم پیامبر سکوت کرده و از چنین مساله حیاتی چشم پوشیده اند؟ هیچ گاه عقل انسان منصف این ادعا را نمی پذیرد. اسلامی که برای همه شوون فردی و اجتماعی راه معین کرده و پیش بینی لازم را نموده است در این مساله ساکت نمی نشیند.

شکی نیست که وجود امام سبب خیرو سعادتمندی جامعه انسانی است و با بودن امام امکان بهره مندی از کتاب خدا افزایش می یابد و نتیجه گیری از زحمات انبیاء ممکن و میسر می گردد. از طرف دیگر تعیین امام برای خدا کار مشکل و غیر ممکنی نیست. همان طوری که پیامبر را معین می کند، می تواند امام را نیز معین و معرفی نماید و اگر خداوند چنین نکند، بشر در تحیر و سرگردانی و اختلاف آراء و برداشتها گیر می کند. خودداری از این عنایت، از طرف پروردگار عملی ناپسند است و عمل نا پسند و قبیح هم در خداوند راه ندارد. غرض خداوند کمال و رشد معنوی ما انسان هاست، پس چگونه ممکن است خداوند نسبت به چنین امر حیاتی بی توجه باشد؟

از طرف دیگر امام باید دارای خصایص مختلفی باشد. به طور اجمالی، بنا بر عقل سلیم و عقیده شیعه امام باید عالم به همه حقایق و معصوم باشد و تا فردی مورد تایید الهی نباشد، دارای چنین امتیازی نمی شود و شناخت چنین افرادی از عهده افراد معمولی خارج است. لذا این از الطاف الهی است که چنین وارستگانی را به مردم معرفی کند.

شما اگر دستگاه و لوازم خاصی را از جای خاصی خریداری کنید، برای بهره وری مفید از آن از نماینگان سازنده آن دستگاه کمک می گیرید. به همین منوال شرط استفاده کامل از کتاب خدا و تز الهی بهره مندی از نمایندگان الهی است. باید کتاب خدا را بوسیله فارغ التحصیلان دانشگاه خداوندی شناخت و بر جزئیات آن آگاهی پیدا کرد.

 

(بر گرفته از کتاب درسهایی از اصول عقاید-  دکتر اسدی گرمارودی)

منبع:http://www.roshd.org

ولايت امام علي (عليه السلام )درنظر اهل سنت و..


ثقل به دو فتحه هر شی‏ء نفیس و گران قیمت است که باید در حفظ آن اهتمام شود. به همین معنی است در حدیث «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی» یعنی: همانا من بین شما دو چیز گرانبها را باقی می‏گذارم. کتاب خدای و عترت خود را .(1)
حدیث ثقلین، که چون قرآن و اهل بیت در آن ثقلین خوانده شده‏اند به این نام معروف شده، حدیثی است صحیح که نزد علمای همه مذاهب اسلامی معتبر است و شیعیان آن را از دلایل امامت و خلافت بلافصل امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) می‏شمارند.این حدیث را علماي بزرگ اهل سنت از جمله : مسلم در صحیح - و ترمذی در صحیح - و ابن حنبل در مسند - و ثعلبی نیشابوری در تفسیر و ابن مغازلی شافعی در مناقب و سمعانی در فضائل الصحابه و ابن حجر میثمی در صواعق و سایر علمای اهل سنت، همچنین محدثین شیعه ـ به هشتاد و دو طریق ـ با عبارات و صور گوناگون از رسول الله (ص) روایت کرده‏اند،
ذیلا بعضی از این روایات نقل می‏شود:
۱) - مسلم بن حجاج نیشابوری (م 261 ق) در صحیح کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل علی بن ابی طالب به روایت از زید بن حیان حدیثی آورده است که ترجمه آن چنین است: «همراه با حصین بن سبره و عمر بن مسلم نزد زید بن ارقم رفتیم. بعد از این که در کنار او نشستیم حصین گفت: ای زید! ترا خیر بسیار نصیب شده است. پیغمبر را دیده‏ای و حدیث او را شنیده‏ای و همراه با آن حضرت جهاد کرده‏ای. ای زید! تو خیر بسیار دیده‏ای. برای ما شمه‏ای از آن چه از رسول الله (ص) شنیده‏ای باز گوی. زید گفت: ای برادرزاده! به خدا سوگند که سال من بزرگ و عهدم با رسول الله (ص) کهن شده و بسیاری از آنچه از او شنیده بودم فراموش کرده‏ام. پس آن چه برای شما می گویم بپذیرید و آن چه را نمی‏گویم مرا به گفتن آن مجبور نسازید. پس گفت: روزی پیغمبر خدای بین ما برای خواندن خطبه برخاست. ما در مکانی بین مکه و مدینه بودیم که «خم» خوانده می‏شود. پس حمد خدای و ثنای او را به جای آورد و به وعظ و ذکر پرداخت. سپس گفت: اما بعد، بدانید ای مردم که من هم بشرم و به زودی فرستاده خدای پیش من می‏آید و دعوت او را اجابت می‏کنم. من بین شما دو چیز گرانبها از خود بر جای می‏گذارم. نخستین آنها کتاب خداست که در آن هدایت و نور است. کتاب خدا را محکم در دست بگیرید و آن را رها نکنید ـ پس درباره قرآن سفارش بسیار نمود و بدان تشویق و ترغیب فرمود ـ سپس گفت: و اهل بیت من. درباره اهل بیت من همواره خدای را به یاد داشته باشید (این جمله را سه بار فرمود) حصین از زید پرسید: اهل بیت او چه کسانی هستند؟ مگر زنان او اهل بیت او نیستند؟ ـ گفت: زنان او اهل خانه او بودند اما اهل بیت رسول الله (ص) کسانی هستند که بعد از او صدقه برایشان حرام است ـ حصین گفت: آنان چه کسانند؟ ـ گفت آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس. حصین گفت: آیا صدقه بر همه ایشان حرام است؟ ـ گفت: آری. مسلم به اسناد دیگری از زید بن ارقم روایت کرده است که از او پرسیدند: آیا زنان پیغمبر هم اهل بیت او هستند؟ ـ گفت نه ـ به خدا قسم ـ زن تا مدتی از زمان با مرد است. بعد او را طلاق می‏دهد و نزد پدر و مادر خود بر می‏گردد. اهل بیت او اصل و جماعت او هستند که صدقه بر ایشان حرام است.(2)
2- حدیث فوق را احمد بن محمد بن حنبل در المسند 4/366--- احمد بن حسین بیهقی در سنن (2/148) - و عبدالله بن عبدالرحمن دارمی در سنن (2/431) -علی متقی در کنز العمال فی سنن الاحوال و الافعال (1/45)-- احمد بن محمد طحاوی در مشکل الآثار (4/368) و سایر محدثین نیز روایت کرده‏اند. آنچه در این مقاله مورد استناد است قسمت اول حدیث، یعنی برابر بودن و تلازم اهل بیت با قرآن و پیوستگی جاودانی این دو با یکدیگر است.محمد بن عیسی ترمذی (م 279 ق) در صحیح (2/308 ق) به روایت از ابو سعید و اعمش، آن دو از حبیب بن ابی ثابت و از زید بن ارقم حدیث ثقلین را چنین آورده است: «قال رسول الله صلی الله علیه (و آله) و سلم: انی تارک فیکم ما ان تمسکتم لن تضلوا بعدی: احدهما اعظم من الآخر. کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما» ـ یعنی ـ رسول الله (ص) فرمود: من چیزی بین شما بر جای می‏نهم که اگر بدان چنگ زنید، بعد از من هرگز گمراه نخواهید شد. یکی از آن دو از دیگری عظیم‏تر است: کتاب خدا رشته‏ای است که از آسمان به زمین کشیده شده است. و دیگری عترت که اهل بیت منند. این دو هرگز از هم جدا نمی‏گردند تا بر سر حوض (کوثر) نزد من وارد شوند. پس بنگرید بعد از من با ایشان چگونه رفتار می‏کنید 2) - این حدیث را عزالدین ابن اثیر در اشد الغابه (2/12) و سیوطی در الدر المنثور در تفسیر آیه مودت (شوری، 23) نیز روایت کرده‏اند.

پي نوشت:
1- قاموس، فیروز آبادی، 470 و سایر کتب لغت
2- اعیان الشیعه، 1/370

۳)- همچنین ترمذی در صحیح (2/308) از جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده است که «رأیت رسول الله صلی الله علیه (و آله) و سلم فی حجته یوم عرفه و هو علی ناقیه القصوی یخطب فسمعته یقول: ایها الناس انی قد ترکت فیکم ما ان اخذتم به لن تضلوا کتاب الله و عترتی اهل بیتی» ـ یعنی ـ رسول الله را در حجة الوداع، در روز عرفه دیدم که بر ناقه قصوای خود سوار بود و خطبه می‏خواند. از او شنیدم که می‏گفت ایها الناس! همانا من چیزی را بین شما بر جای می‏گذارم که اگر نگاه دارید و بدان عمل کنید هرگز گمراه نخواهید شد. آن کتاب خدا و عترت من یعنی اهل بیت من است ـ این حدیث را متقی هندی نیز در کنز العمال (1/48) از ابن ابی شبیه و خطیب بغدادی روایت کرده است.
۴) - محمد بن عبدالله معروف به حاکم نیشابوری (م 405 ق) در کتاب، المستدرک علی الصحیحین (3/109) به اسناد خود از ابو الطفیل و از زید بن ارقم چنین حدیث کرده است: «لما رجع رسول الله (ص) من حجة الوداع و نزل غدیر خم امر بدوحات فقمن فقال: کانی قد دعیت فاجبت . انی قد ترکت فیکم الثقلین احدهما اکبر من الآخر. کتاب الله تعالی و عترتی فانظروا کیف تخلفونی فیهما فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض. ثم قال: ان الله عز و جل مولای و انا مولی کل مؤمن. ثم اخذ بید علی فقال: من کنت مولاه فهذا ولیه اللهم و آل من والاه و عاد من عاداه» ـ یعنی ـ چون رسول الله (ص) از حجة الوداع بازگشت و در «غدیر خم» فرود آمد دستور داد زیر درختها را از خار و خاشاک پاک کردند... سپس فرمود: گویا که مرا فرا خوانده‏اند و من اجابت کرده‏ام. همانا من بین شما دو شی‏ء گرانبها بر جای گذاشته‏ام که یکی از آنها از دیگری بزرگتر است، کتاب خدای تعالی و عترت من. پس بنگرید که بعد از من با آن دو چگونه رفتار می‏کنید، کتاب خدا و عترت من از هم جدا نمی‏شوند تا در کنار حوض (کوثر) نزد من بیایند. سپس گفت: همانا خدای عز و جل مولای من است و من مولای همه مؤمنانم. پس دست علی را گرفت و فرمود: هر که را من مولای اویم پس علی هم ولی و سرور اوست. خدایا دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که با او دشمنی کند. حاکم نیشابوری تمام این حدیث را مفصلا نقل کرده و آن را صحیح شمرده است. این حدیث را نسائی، احمد بن علی (م 303 ق) در کتاب خصائص امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (93) آورده و اضافه کرده است: «به زید گفتم آیا تو خود این سخن را از رسول الله (ص) شنیدی؟ گفت: در آن درختستان هیچ کس نبود مگر آن که رسول الله (ص) را به چشم خود دیده و سخنش را به گوش خود شنیده است» همین حدیث را متقی در کنز العمال (1/48) از زید بن ارقم و ابو سعید خدری روایت کرده است،
۵) حاکم در روایت دیگری (المستدرک، 3/109) از سلمة بن کهیل از پدرش از ابوالطفیل از وائله از زید بن ارقم چنین حدیث کرده است: «نزل رسول الله (ص) بین مکه و المدینة عند شجرات خمس دوحات عظام فکنس الناس ما تحت الشجرات. ثم راح رسول الله (ص) عشیة فصلی ثم قام خطیبا فحمد الله و اثنی علیه و ذکر و وعظ فقال ما شاء الله ان یقول (ثم قال) ایها الناس. انی تارک فیکم امرین لن تضلوا ان اتبعتموهما و هما کتاب الله و اهل بیتی عترتی (ثم قال) اتعلمون انی اولی بالمؤمنین من انفسهم؟ (ثلاث مرآت) قالوا نعم. فقال رسول الله (ص): من کنت مولاه فعلی مولاه» ـ یعنی ـ رسول الله (ص) بین مکه و مدینه نزدیک پنج درخت بزرگ پر شاخ و برگ فرود آمد. پس مردم زیر درختها را جارو کردند. سپس رسول الله (ص) شامگاهان به آن جا رسید و بعد از نماز برای ایراد خطبه برخاست. ابتدا حمد و ثنای الهی را به جای آورد و سخنانی در ذکر و وعظ بیان کرد و آنچه را خدای می‏خواست که او بگوید گفت. سپس فرمود: ایها الناس، من دو امر را بین شما باقی می‏گذارم که اگر از آن دو پیروی کنید هرگز گمراه نمی‏شوید: کتاب خدا و عترت و اهل بیت من. (سپس گفت) آیا می‏دانید که من بر مؤمنان از جانهای خودشان اولی‏ترم؟ (سه بار) گفتند: آری. پس رسول الله (ص) فرمود: هر که را من مولی و سرورم علی هم مولی و سرور اوست. حاکم نیشابوری (به روایت سید مرتضی فیروزآبادی در کتاب فضائل الخمسة فی الصحاح الستة 2/46) و ابن حجر هیثمی (الصواعق المحرقه، 89) این حدیث را صحیح شمرده‏اند.
۶) حاکم نیشابوری (المستدرک، 3/148) از مسلم بن صبیح از زید بن ارقم چنین حدیث کرده است: «قال رسول الله صلی آله علیه و آله و سلم: انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و اهل بیتی. و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» ـ یعنی ـ همانا من بین شما دو شی‏ء (یادگار) گرانبها از خود بر جای می‏گذارم، کتاب خدا و اهل بیت خود را و همانا این دو هرگز از هم جدا نمی‏گردند تا در کنار حوض بر من وارد شوند ـ حاکم این حدیث را صحیح دانسته است
۷) ابن حنبل در مسند (3/17) حدیث ثقلین را از ابو سعید خدری، از رسول الله (ص) را چنین روایت کرده است: «انی اوشک ان ان ادعی فاجیب و انی تارک فیکم الثقلین. کتاب الله عز و جل و عترتی کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی. و ان اللطیف اخبرنی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظروا بم تخلفونی فیهما؟» ـ یعنی ـ نزدیک شده است که مرا فرا خوانند و من اجابت کنم. و همانا من دو شی‏ء گرانبها را بین شما باقی می‏گذارم، کتاب خدای عز و جل و عترت خود را. کتاب خدا رشته‏ای است که از آسمان به زمین کشیده شده و عترت من اهل بیت منند. همانا خدای مهربان مرا خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نمی‏شوند تا در کنار حوض نزد من بیایند. پس بنگرید بعد از من با این دو چگونه رفتار می‏کنید. این حدیث را با جزئی اختلاف، ابن حنبل در موارد دیگری از مسند (3/14 به بعد، 4/371، 5/181) فخر رازی در تفسیر کبیر ذیل آیه «و اعتصموا بحبل الله و لا تفرقوا» (آل عمران، 103) متقی در کنز العمال (1/47 به بعد) هیثمی در مجمع الزوائد (9/163) و ابن سعد در طبقات (2، قسم 2، ج 2) روایت کرده‏اند،
۸) حافظ ابو نعیم احمد بن عبدالله اصفهانی (م 430 ق) در حلیة الاولیاء (1/355) از حذیفة بن اسید غفاری از رسول الله (ص) چنین حدیث کرده است: «ایها الناس انی فرطکم و انکم واردون علی الحوض. فانی سائلکم حین تردون علی عن الثقلین فانظروا کیف تخلفونی فیهما. الثقل الاکبر کتاب الله. سبب طرفه بید الله و طرفه بایدیکم. فاستمسکوا به لا تضلوا و لا تبدلوا . و عترتی اهل بیتی. فانه قد نبأنی اللطیف الخبیر انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» ـ یعنی ـ ایها الناس همانا من پیشگام و پیشاهنگ شمایم. و شما همه در کنار حوض نزد من خواهید آمد. وقتی بر من وارد شدید از شما درباره ثقلین پرسش خواهم کرد. بنگرید بعد از من با ایشان چگونه رفتار می‏کنید ـ ثقل (وزنه) بزرگ کتاب خدا است. ریسمانی است که یک طرفش در دست خداست و طرف دیگرش در دستهای شماست. پس بدان چنگ بزنید تا گمراه نگردید و دگرگون نشوید. و عترت من که اهل بیت منند زیرا خدای مهربان دانا مرا خبر داده است که این دو گوهر گرانبها از هم جدا نشوند تا در کنار حوض بر من وارد گردند. این حدیث را ـ به الفاظ مختلف ـ ابو نعیم در حلیة الاولیاء (9/46) ابن اثیر در اسد الغابة (3/147) متقی در کنز العمال (1/47 و 96) نور الدین هیثمی در مجمع الزوائد (9/163) ابن حجر در صواعق (75) ... و سایر محدثین اهل سنت روایت کرده‏اند.
اما محدثین شیعه : در تواتر آن اجماع دارند و آنرا به هشتاد و دو سند از طریق ائمه اطهار (ع) از رسول الله (ص) روایت کرده‏اند و این حدیث را از دلائل استوار و روشن خلافت و امامت بلافصل امیر المؤمنین (ع) می‏دانند و گویند اگر شیعیان برای اثبات خلافت آن حضرت حجتی جز همین حدیث نداشتند ایشان را بسنده بود (فضائل الخمسه، 2/53، اعیان الشیعه، 1/370) .
حدیث ثقلین حدیثی است صحیح بلکه متواتر سند آن محکم و دلالت آن واضح و غیر قابل انکار است. بزرگان صحابه مانند علی بن ابی طالب (ع) و ابوذر غفاری و جابر بن عبدالله انصاری و زید بن ثابت و حذیفة بن اسید غفاری و زید بن ارقم و ابو سعید خدری و عبدالله بن حنطب و ابو هریره دوسی و جمع کثیر دیگر (فیض القدیر، تألیف مناوی، 3/14) که تعدادشان از بیست افزون است (صواعق، 136) آن را روایت کرده‏اند.
کمتر حدیثی در صحاح و مسانید به این قوت و اعتبار وجود دارد. دلالت آن نیز واضح و در اعلی مراتب قوت است . این حدیث در حجة الوداع بر زبان رسول الله (ص) جاری شده و در الفاظ مختلف آن آمده است که: من مقبوض ـ یعنی در شرف مرگم ـ من مانند شما بشرم و به زودی دعوت حق را لبیک خواهم گفت ـ من دو ودیعه گرانبها از خود باقی می‏گذارم ـ من دو خلیفه بین شما باقی می‏گذارم ـ قرآن و اهل بیت همیشه با همند. چیزی را بر ایشان مقدم ندارید تا هلاک نشوید ـ چیزی به آن دو میاموزید که هر دو از شما عالمترند... اینها همه قوانین قطعی است که پیغمبر وفات خود را نزدیک می‏دیده و وصیت می‏کرده و قرآن و اهل بیت را به جانشینی خود منصوب می‏داشته است.
اما بین اهل بیت و عترت تنها فردی که صلاحیت خلافت رسول الله (ص) داشته علی (ع) بوده است خود رسول الله (ص) این حقیقت را ضمن حدیث ثقلین با صراحت روشن کرد. یعنی دست علی را گرفت و فرمود هر که را من مولی و سرورم و هر که را من از جان او به او نزدیکترم پس علی نیز باید که مولای او و ولی او و سرور او باشد. بنابراین به استناد حدیث ثقلین شکی در تقدم علی بر اهل بیت و سایر مسلمانان و تعیین او برای خلافت و امامت بلافصل باقی نمی‏ماند. ابن حجر، احمد بن محمد هیثمی (م 947 ق) در کتاب خود الصواعق المحرقة فی الرد علی اهل البدع و الزندقه که در رد بر شیعه نوشته است بعد از بیان مطالب مشروحی درباره حدیث ثقلین و وجوب تمسک به اهل بیت تا قیام قیامت و این که آنان همسنگ کتاب خدا و امان برای اهل زمینند (اهل بیت) گوید: «... پس شایسته‏ترین کس از اهل بیت که باید بود تمسک نمود پیشوا و عالم اهل بیت بود و علی بن ابی طالب کرم الله وجهه است که علمش از همه بیشتر و مدرکات و دریافتهای او از همه دقیق‏تر بود.»
از این رو ابوبکر می‏گفت: «علی عترت رسول الله یعنی همان کس است که تمسک بدو را مؤکدا دستور فرموده است» (صواعق، 90)
به علاوه حدیث ثقلین که اهل بیت (علی و فاطمه و حسن و حسین) را به طور لا ینفک و همسنگ و همتای قرآن و واجب الاطاعه مقرر فرموده و تصریح نموده است.
که پیروان ایشان هرگز گمراه نمی‏گردند نزد علمای شیعه دلیل قاطعی بر عصمت ایشان است.
در غدیر چه گذشت؟؟!

تسمیه و محل غدیر خم، غدیر گودال آب است که بعد از گذشتن سیل بر جای می‏ماند و به زودی خشک می‏شود. فعیل به معنی مفعول است یعنی بر جای مانده (مغدور) یا فعیل به معنی فاعل است یعنی خیانت کننده (غادر و غدار) چون در وقت حاجت خشک می‏شود و به تشنگان خیانت می‏کند .
غدیر خم نام واحه‏یی در سه میلی جحفه است که قبایل خزاعه و کنانه در زمان جاهلیت در آن جا منزل می‏کردند.
خم به معنی بدبوست. گویند هوای غدیر خم آن قدر ناسازگار است که هیچ کودکی در آن تا سن بلوغ زنده نمی‏ماند مگر آن که به جای دیگر برود. جحفه بر وزن غرفه آبادیی است در اراضی ساحلی حجاز در جنوب شرقی رابغ بین مکه و مدینه (بین خلیص و بدر) که به بدی آب و هوا شهرت دارد. این محل، میقات حاجیان شام و مصر و عراق بود که از راه دریا به حجاز می‏رسیدند. ولی امروز متروک است و حاجیان در منزل رابغ احرام می‏بندند (قاموس؛ مجمع البحرین؛ المنجد؛ تهذیب الصحاح؛ اخبار مکه، ازرقی، 2/310؛ حواشی سیره ابن هشام، 1/9) .
اهمیت غدیر خم، اهمیت غدیر برای شیعیان بدان سبب است که رسول الله (ص) در آنجا امیرالمؤمنین علی (ع) را به ولایت و خلافت منصوب نمود. از این رو آنان دوری راه و بدی آب و هوا را تحمل می‏کنند و حتی المقدور خود را به جحفه و غدیر خم رسانده در آن جا احرام می‏بندند . اخیرا هم مسجدی در آن جا ساخته‏اند .
حدیث غدیر که قوی‏ترین نص و معتبرترین سند ولایت و خلافت علی (ع) است بدین شرح است: رسول الله (ص) در اواخر سال دهم هجری که دوران غزوات سپری شده و اکثر قبایل عرب به اسلام گرائیده بودند عازم حج گردید. این تنها حج او بعد از هجرت به مدینه بود ـ فریضه حج در سال نهم هجری واجب گردید ـ از این رو آن را حجة الاسلام و حجة الوداع نامیدند. به علاوه چون به حکم وحی الهی ولایت علی (ع) را ابلاغ و در نتیجه دین را کامل و نعمت را تمام فرمود آن را حجة الوداع و حجة الکمال و حجة التمام گفتند. در این سفر زوجات و اهل بیت پیغمبر (ص) و وجوه مهاجرین و انصار و تعداد بسیاری از اهالی مدینه و حومه آن همراه بودند . رسول الله (ص) در مدینه به جامه احرام در آمد و روز پنجشنبه پنج روز مانده از ذی‏قعده بعد از نماز ظهر از شهر بیرون آمد و به ذوالحلیفه بیرون مدینه منتقل گردید. چون امر شده بود که هر کس بتواند باید که در این سفر همراه باشد با آن که بیماری حصبه (یا آبله) در منطقه مدینه شیوع داشت و عده‏ای بیمار بودند لااقل 90 هزار ـ یا 114 یا 124 هزار ـ نفر به معیت رسول الله (ص) عزیمت کردند. تعدادی هم بین مدینه و مکه ضمیمه شدند مانند عشایر سر راه و آنان که همراه امیرالمؤمنین (ع) و ابوموسی اشعری از یمن باز می‏گشتند . سفر به مکه ده روز و به قولی هشت روز طول کشید و رسول الله (ص) بعد از عبور از منازل یلملم، سیاله، عرق الظبیه، روحاء، منصرف، متعشی، اثابه، عرج، سقیاء، ابواء، جحفه، قدید، غمیم، مر الظهران و سرف روز یکشنبه چهارم یا سه‏شنبه ششم ذیحجه وارد مکه گردید و مناسک حج را به شرحی که در کتب سیره مسطور است به جای آورد (طبقات الکبیر، ابن سعد، 3/255؛ امتاع الاسماع، مقریزی، 4/510؛ الغدیر، امینی، 1/9؛ سیره ابن هشام، 2/601؛ السیرة الحلبیة، حلبی، 3/283؛ درر الفوائد، جزایری، 73) .

خطبه غدیر، در راه بازگشت به مدینه (روز 18 ذیحجه سال دهم هجرت) وقتی رسول خدا (ص) به منزل غدیر خم رسید فرشته خدای بر او نازل گشت و این آیه را در شأن امیرالمؤمنین علی (ع) ابلاغ نمود:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس... (مائده، 67)
یعنی: ای پیغامبر فرستاده، برسان آن چه فرو فرستاده شده است به تو از خدای تو اگر نرسانی چنان است که هیچ یک از پیغامهای خدا را نرسانیده باشی. خدا ترا از مردمان نگاه می‏دارد... برای اجرای امر الهی رسول خدا دستور داد حاجیانی را که از پیش رفته بودند و آنان که هنوز حرکت نکرده بودند توقف کنند سپس فرمود در محل غدیر خم، محوطه‏ای را که پنج درخت سمره (خارین) در اطراف آن بود از خس و خاشاک ستردند و روی درختها سایبان گستردند. روز پنجشنبه هجدهم ذی حجة رسول الله (ص)، نماز ظهر را پیشاپیش مسلمانان در آن محل بگزارد. آفتاب به قدری سوزنده بود که مردم قسمتی از ردای خود را زیر پا می‏افکندند و قسمتی را روی سر می‏کشیدند. بعد از نماز بر منبری از جهاز شتران که در وسط جمعیت آماده شده بود بالا رفت و خطبه مبسوطی در شرح وظائف مسلمانان و مناقب اهل بیت ایراد نمود متن کامل این خطبه را سپهر در ناسخ التواریخ (1/495) نقل کرده است. در پایان خطبه، رسول الله (ص) دو بازوی علی را گرفته برافراشت به طوری که زیر بغل هر دو پیدا شد. آن گاه فرمود:
در پایان خطبه، رسول الله (ص) دو بازوی علی را گرفته برافراشت به طوری که زیر بغل هر دو پیدا شد. آن گاه فرمود:
ایها الناس من اولی الناس بالمؤمنین من انفسهم؟ ای مردم چه کسی از جان مردمان به ایشان از خودشان (نزدیکتر) و سزاوارتر است؟ همه گفتند : خدای و رسول او بهتر می‏دانند. پیغمبر فرمود: ان الله مولای و انا مولی المؤمنین و انا اولی بهم من انفسهم، فمن کنت مولاه فعلی مولاه (یقولها ثلاث مرات و فی لفظ احمد اربع مرات) ثم قال: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابعض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حیث دار. الا فیبلع الشاهد الغایب» یعنی خدای مولی و سرور من است و من مولی و سرور مؤمنانم و بر مؤمنان از جانشان به ایشان سزاوارترم . هر که را من مولی و سرورم پس علی نیز مولی و سرور او است (این سخن را سه بار و به قول امام احمد بن حنبل چهار بار مکرر فرمود) سپس گفت: خدایا طرفدار کسی باش که طرفدار علی باشد و خصم آن باش که با او بستیزد. دوست بدار هر که او را دوست دارد. و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد و یاری کن هر که او را یاری کند و خوار بدار هر که او را خوار بدارد و بگردان حق را با او هر جا که او می‏گردد به هوش باشید باید هر کس در اینجا حاضر است این سخن را به غایبان برساند (اسباب النزول، واحدی، 150؛ فضائل الخمسة، فیروزآبادی، 1/388؛ تفسیر کشف الاسرار، میبدی، 3/181؛ و عموم تفاسیر شیعه مانند تفسیر ابوالفتوح و مجمع البیان، وافی، مجمع الزوائد، هیثمی، 9/156؛ ثمار القلوب، ثعالبی، 511) . به محض این که خطبه و ابلاغ رسول الله (ص) به پایان رسید هنوز مردم متفرق نشده بودند که این آیه نازل گشت:
«... الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا ...» یعنی: امروز دین شما را برای شما به کمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و از این که اسلام دین شما است خشنود گشتم (مائده، 3) . پیغمبر (ص) پس از دریافت این وحی فرمود: «الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمة و رضی الرب برسالتی و الولایة لعلی بعدی» از همه بزرگتر است آن خدایی که دین را کامل و نعمت را تمام فرمود و از رسالت من و ولایت علی بعد از من خشنود است. سپس سراپرده ویژه‏ای برافراشتند و به امر رسول الله (ص) مردان و زنان، از جمله زنان پیغمبر (ص) در محضر او با علی بیعت کردند. بعد از این مراسم به دست خود عمامه‏ای بر سر علی نهاد و دنباله آن را پشت سرش مرتب کرد. این تکریم را که در موارد استثنائی و هنگام انتصاب به امارت انجام می‏شد «تتویج» یا تاجگذاری می‏گفتند. بعد از این مراسم، بزرگان صحابه به تهنیت علی پیش آمدند.
مقدم بر همه ابوبکر و عمر بودند که گفتند: «هنیئا لک (به قولی بخ بخ لک) یا ابن ابی طالب، اصحبت مولی کل مؤمن و مومنة» گوارا باد ترا ای پسر ابوطالب. به به از این نعمت صبح می‏کنی و شام می‏کنی در حالی که مولای همه مردان و زنان با ایمان شده‏ای. ابن عباس گفت: به خدا سوگند که اکنون پیمان تو بر گردن همه واجب گردید.
(فیض القدیر، 6/217؛ کنزالعمال، 8/60؛ الریاض النضرة، 2/170، 217؛ المسند، احمد بن حنبل، 4/281؛ ذخائر العقبی، طبری، 68؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، 8/290؛ اعیان الشیعه، 1/290 به بعد؛ الغدیر، 2/43 به روایت از مرزبانی و ابن مردویه اصفهانی و ابونعیم اصفهانی و جلال الدین سیوطی و هشت محدث دیگر سنی و بیست و شش محدث شیعی) .
دلایل اهمیت حدیث،

بعضی دلائل اهمیت حدیث غدیر به شرح ذیل است:
1) هیچ یک از احادیث نبوی در صحت و تواتر به پایه حدیث غدیر نمی‏رسد. سخنان رسول الله (ص) و بیعت مسلمانان با علی در بزرگترین اجتماع اسلامی که تا آن روز نظیر نداشت و در محضر بزرگان صحابه برگذار گردید. امیرالمؤمنین (ع) در دوران خلافت واقعه غدیر را مکررا در محاجه با مخالفان و یاغیان در محضر مسلمانان یادآوری کرد و هر بار جمعی از صحابه که در غدیر حضور داشتند برخاستند و شهادت دادند (المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، 3/371؛ مسند، ابن حنبل، 1/118، 5/366؛ خصائص امیرالمؤمنین (ع)، نسائی، 93؛ البدایة و النهایة، ابن کثیر شامی، 5/208) ؛
2) حدیث غدیر بزرگترین حجت و مستند شیعه امامیه بر ولایت مطلقه علی (ع) است . به استناد همین حدیث است که خلافت را موهبتی الهی می‏دانند نه مقامی که مردم انتخاب کنند؛
3) به شهادت دو آیه سوره مائده که گذشت تشکیل کنگره اسلامی غدیر بزرگترین و مهمترین و حساس‏ترین قسمت از وظائف رسالت پیامبر (ص) بود. به دستور او همه مسلمانان که توانایی سفر داشتند در حجة الوداع همراه شده بودند و معلوم بود برنامه مهمی در پیش است که باید در آن کنگره اجرا شود. زمان و مکان آن نیز بهترین و مناسبترین بود چون بعد از حج همه از جحفه می‏گذشتند و با اشاراتی که پیغمبر فرموده بود برای بیشتر آنان آخرین فرصتی بود که سعادت دیدار رسول الله (ص) دست می‏داد. نزول وحی در آن محل و وصیت رسول الله (ص) در آخر خطبه که باید این پیام را حاضران به غایبان و نسلها به یکدیگر ابلاغ نمایند همه شاهد اهمیت فوق العاده حدیث غدیر است؛
4) اسناد حدیث غدیر نیز بر سایر احادیث نبوی برتری و امتیاز دارد. بیش از صد و ده تن از اصحاب پیغمبر و هشتاد و چهار تن از تابعین و سیصد و شصت تن از ثقات محدثین آن را روایت کرده‏اند (الغدیر، 1/14) . راویان مشهور غدیر از صحابه: امیرالمؤمنین علی، فاطمه زهرا، حسن بن علی، حسین بن علی، عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن عباس، عایشه و ام سلمه همسران پیغمبر، اسماء بنت عمیس همسر ابوبکر و سپس علی، ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف (عشرة مبشرة) ابوهریره، اسامة بن زید، ابی بن کعب، جابر بن عبدالله، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، خالد بن الولید، عمار بن یاسر و عمر بن العاص... بودند. نام تمامی ایشان و نام تابعین و راویانی که حدیث غدیر را روایت کرده‏اند با ترجمه احوال و روایات ایشان در دو مجلد کتاب عبقات الانوار، تألیف محققانه میر حامد حسین لکنهویی نیشابوری در 1008 صفحه همراه با صد و پنجاه تن از محدثین و علمای مشهور که این حدیث را روایت کرده‏اند مسطور است. منهج اول و منهج دوم این اثر بی‏نظیر و مجلدات دوازده‏گانه منهج دوم که در شرح حدیث غدیر و یازده حدیث متواتر دیگر شیعه تألیف شده است اثر بی‏نظیری است که اهمیت حدیث غدیر را نشان می‏دهد (الذریعة الی تصانیف الشیعة، آقا بزرگ تهرانی، 15/214) ؛
5) علاوه بر علمای شیعی که از عهد شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسی گرفته تا زمان حاضر کتب بسیار در اثبات صحت و تواتر سند و وضوح دلالت آن بر ولایت و خلافت علی تألیف کرده‏اند بسیاری از علمای اهل سنت نیز کتب و رسالات ویژه‏ای به مسأله ولایت و حدیث غدیر اختصاص داده‏اند که امینی در الغدیر از بیست و شش تن ایشان نام برده است (1/152) مشهورترین ایشان عبارتند از: ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید طبری (م 310 ق) مفسر و مورخ مشهور که کتاب الولایه فی طریق حدیث الغدیر را در دو مجلد تألیف و طرق و الفاظ این حدیث را جمع آورده است (ابن کثیر شامی، البدایة و النهایة، 5/208؛ شیخ ابوجعفر طوسی در الفهرست به نقل الغدیر، 1/153) . ابن عقده احمد بن سعید همدانی (م 333 ق) کتاب الولایة فی طریق حدیث الغدیر را تألیف و حدیث غدیر را از صد و پنج طریق روایت کرده است. ابن اثیر در الاصابة فی تمییز الصحابه و ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب از آن بسیار نقل کرده‏اند. در تهذیب التهذیب (7/337) آمده است که ابن عقده حدیث غدیر را از هفتاد صحابی روایت کرده و آن را صحیح می‏داند . ابوبکر جغانی (م 355 ق) کتاب من روی حدیث غدیر خم را تألیف کرده است. (مناقب، ابن شهر آشوب، 1/529) وی حدیث غدیر را از 125 طریق روایت کرده است. ابوطالب عبیدالله بن احمد انباری واسطی (م 356 ق) کتاب طریق حدیث الغدیر را تألیف کرده است (رجال نجاشی، 368 به روایت الغدیر، 1/154) ؛ ابوالفضل محمد بن عبدالله شیبانی (م 372 ق) کتاب من روی حدیث غدیر خم را تألیف کرده است (همان مآخذ) ؛ حافظ گنجی در کتاب کفایة الطالب (15) آورده است که علی بن عمر دارقطنی بغدادی (م 385 ق) حدیث غدیر را در جزوه‏ای جمع آورده است . به روایت شیخ سلیمان حنفی
در کتاب ینابیع المودة، امام الحرمین ابوالمعالی جوینی استاد غزالی گفته است: در بغداد بیست و هشتمین جلد کتابی را در دست صحافی دیدم که روایات حدیث غدیر را در لفظ من کنت مولاه فعلی مولاه جمع آورده و در انتهای آن نوشته شده بود: بقیه در جزء بیست و نهم خواهد آمد. علوی الهدار الحداد در کتاب القول الفصل (1/445 به روایت الغدیر، 1/158) آورده است که حافظ ابوالعلاء عطار همدانی گفت: حدیث غدیر را به دویایرادات بر حدیث غدیر و پاسخ آنها:

غالب علمای اهل سنت مانند شیعیان در صحت حدیث غدیر تردید نمی‏کنند. نام چهل تن از ایشان را امینی در الغدیر (1/294) با اقوال و ترجمه احوالشان ثبت کرده است. ولی به دلایلی که در کتب خود آورده و بیشتر آنها تقلیدی است این حدیث را برای اثبات ولایت مطلقه و خلافت بلافصل کافی نمی‏دانند برای روشن شدن موارد اختلاف توضیحات ذیل نوشته می‏شود: 1) از قرن پنجم هجری که تعصبات وصف آرائی‏های مذهبی شدت یافت بعضی مانند ابن حزم اندلسی (م 438 ق) و بعد از او ابن تیمیه (م 622 ق) به دلیل آنکه حدیث غدیر در صحیح بخاری و صحیح مسلم مذکور نیست و از طرق اهل سنت روایت نشده و جز در مسند ابن حنبل در سایر صحاح نیامده است آن را ضعیف شمردند. ملا سعد تفتازانی و قاضی عضد ایجی و ملا علی قوشچی و میر سید شریف جرجانی و نظایر ایشان نیز همین سخنان را تکرار و برای نظر خود شاهد آوردند که ابوداوود و ابوحاتم سجستانی نیز صحت این حدیث را مورد طعن قرار داده‏اند.
شیعیان در پاسخ ایشان می‏گویند:
اولا) احادیث صحیح به مندرجات دو کتاب بخاری و مسلم منحصر نیست. به همین سبب حاکم نیشابوری (م 405 ق) کتاب المستدرک علی الصحیحین را نوشته بود تا احادیث صحیح از قلم افتاده را در آن جمع کند و حدیث غدیر از آن جمله است؛
ثانیا) حدیث غدیر در صحیح ترمذی و سنن ابن ماجه و سنن دارقطنی و مسند ابن حنبل که هر چهار از اصول موفق اهل سنت به شمار می‏رود مسطور است (فضائل الخمسه، 349) ؛
ثالثا) در طرق حدیث غدیر سی تن از مشایخ بخاری و مسلم (الغدیر، 1/320) مذکورند که اگر در اعتبار ایشان شکی باشد اعتبار احادیث بخاری و مسلم نیز زیر سؤال می‏رود؛
رابعا) حدیث غدیر را صد و ده تن از صحابه و هشتاد و چهار تن از تابعین و سیصد و ده محدث روایت کرده‏اند. چنین حدیث متواتری را ضعیف چگونه توان گفت؟
خامسا) حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه که در حدیث غدیر آمده در سایر احادیث صحیح نیز آمده است.
1) مانند حدیث بریدة بن الحصیب و حدیث اعمش و حدیث ابن عباس (المستدرک علی الصحیحین، 3/110؛ فیض القدیر، 6/218؛ حلیة الاولیاء، 6/4 و 23؛ مسند، ابن حنبل، 5/358؛ کنز العمال، 6/152؛ ذخائر العقبی، 1، 86؛ مجمع الزوائد، 9/119) ؛
2) در دلالت حدیث غدیر بر ولایت و امارت علی بر همه مؤمنان و امامت و خلافت او همه علمای شیعی اتفاق نظر و اجماع دارند. شواهد بسیار از کلام فحول شعراء و لغویین عرب که قولشان در عربیت حجت است ثابت می‏کند که مولی به معنی «اولی به نفس» و ولی واجب الاطاعة است و چنانکه گذشت ابوبکر و عمر علی را «مولی کل مؤمن و مؤمنه» خواندند که معلوم است به معنی ولی واجب الاطاعة است؛
3) در فرهنگهای عربی مولی به بیست و هفت معنی آمده است: پروردگار، انعام دهنده، انعام داده شده، آزاد کننده، آزاد شده، پسر، عمو، پسر عمو، خواهرزاده، شریک، بنده، مالک بنده، هم سوگند، یار، تابع، همسایه، مهمان، ولی، ناصر، داماد، عهده‏دار امر، سزاوارتر، خویشاوند، آقا، متولی، فقید و دوستدار . علمای اهل سنت به دلائلی که در کتب حدیث و کلام ذکر کرده‏اند مولی را در حدیث غدیر دوستدار و یاور معنی می‏کنند. مولانا جلال الدین رومی حدیث غدیر را در مثنوی معنوی چنین ترجمه کرده است:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد......... نام خود وان علی مولی نهاد
گفت هر کس را منم مولی و دوست............. ابن عم من علی مولای اوست
و می‏گویند مولی به معنی اولی یا ولی نیست چون وزن مفعل در زبان عرب به معنی افعل یا فعیل نیامده است. بنابراین به این حدیث بر ولایت مطلقه و خلافت علی نمی‏شود استناد کرد . شیعیان این استدلال را نادرست می‏دانند و شواهد بسیار اقامه می‏کنند که مفعل به معنی افعل و فعیل هر دو آمده است (فضائل الخمسة، 1/391 به بعد؛ الغدیر، 1/344 به بعد) . به علاوه یاری کردن و دوست داشتن پیغمبر به حکم قرآن بر هر مسلمان واجب است. توصیه یاری کردن و محبت علی هم مسأله چنان مهمی نبود که به خاطر آن کنگره اسلامی تشکیل شود این امر در ده‏ها حدیث دیگر ابلاغ شده بود و تشریفات و بیعت کردن و تاج پوشی لازم نداشت؛
4) احمد بن حنبل و سایر ائمه حدیث آورده‏اند که چند تن از انصار از جمله ابو ایوب انصاری در رحبه (کوفه) نزد علی آمدند و هنگام سخن گفتن او را مولی خطاب کردند. علی فرمود چرا به من مولی می‏گویید شما عربید و من مولای شما چگونه توانم بود؟ گفتند: ما در روز غدیر خم حضور داشتیم و شنیدیم که رسول الله ترا مولای ما خواند از این رو بر خود لازم می‏بینیم ترا مولی خطاب کنیم (الغدیر، 1/187) . این حدیث دلیل است بر آنکه معنی مولی در حدیث غدیر بالاتر از دوست و یاور و به معنی ولی امر است؛
5) بعض علمای اهل سنت آورده‏اند که حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» را رسول الله (ص) به اسامة بن زید فرمود. او ضمن گفتگو با علی گفت: مولای من رسول الله است. تو که مرا آزاد نکرده‏ای. پیغمبر به اسامه فرمود: هر که را من آزاد کننده‏ام علی آزاد کننده اوست. بعضی هم گویند مخاطب این حدیث در روز غدیر زید بن حارثه پدر اسامه بوده است. شیعیان این قول را به هر دو احتمال باطل می‏دانند زیرا اسامة بن زید آزاد کرده پیغمبر نبود بلکه پدرش را رسول الله (ص) آزاد کرده بود و او آزاد به دنیا آمد. در مورد زید بن حارثه نیز این سخن صادق نیست چون او در جمادی الاولی سال هفتم در جنگ موته شهید شده بود و طبعا نمی‏توانست در روز غدیر حضور داشته باشد.
مأمون عباسی با همین استدلال چهل تن از محدثین اهل سنت را مجاب نمود (اعیان الشیعة، 1/363) ؛
6) ابن کثیر شامی در تاریخ دمشق (به روایت اعیان الشیعة) آورده است که اجتماع غدیر خم و حدیث غدیر در شأن علی بدان سبب بود که پس از بازگشت وی از فتح یمن چند تن از ناراضیان نسبت خشونت و عدم رعایت عدالت در تقسیم غنایم به او دادند، آن حضرت برای اثبات برائت ساحت علی و رفع شبهه، اجتماع غدیر را ترتیب داد و آن سخنان را در فضائل علی بیان نمود. علمای شیعی این قصه را نیز نامناسب و بی‏دلیل می‏دانند زیرا به اتفاق مورخین شکایت ناراضیان و پاسخ قاطع رسول الله در مکه در حضور حاجیان بود و حدیث غدیر مربوط به روز هجدهم ذیحجه بعد از خروج از مکه و بعد از مناسک حج است. با توجه به این که سبب خاصی پیش نیامد که در فاصله چند روز شاکیان تجدید شکایت کنند و لازم باشد رسول الله (ص) چنان کنگره عظیمی را برای پاسخگویی ترتیب دهد.
منبع:
http://www.askquran.ir          





لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:38 توسط :: محمدکشتکار ::